50 روندی که به آينده شکل مي دهند

نويسندگان: ماروين جي. سترون و اون ديويس
برگردان: مرجان توكلي، سيمين موحد
ويراستاران: عقيل ملكي فر، مرضيه فخرايي
مشاور ترجمه: وحيدوحيدي مطلق
حروفچيني و صفحه آرايي: اعظم علايين
طراحي جلد: مصطفي ايراني
پديدآورنده: موسسه مطالعات راهبردي آينده
تاريخ: آبان ماه 1382
 پيشگفتار. آينده شناسي چرا؟
فصل 1. روندهاي فنّاوري
فصل 2. روندهاي مربوط به نيروي كار و اشتغال
فصل 3. روندهاي مديريت
فصل 4. روندهاي بنگاهي
فصل 5. روندهاي كلي و بلندمدت اقتصادي و اجتماعي
فصل6. روندها در ارزش ها، دغدغه ها و اسلوب هاي زندگي
فصل7. روندهاي انرژي

فصل۸. روندهاي زيست محيطي

مزاياي آينده شناسي:
کشف مداوم روندهايي که مي توانند دنياي ما را تغيير دهند...
خارج شدن سازمانها از موضع انفعال و قرار گرفتن در موضع پيش دستي...
کسب آمادگي براي استقبال آگاهانه و شجاعانه از آينده...
اتخاذ جهت گيري هايراهبردي درست...
شکستن قالبهاي ذهني جا افتاده، و حرکت به سمت تفکر خلاق...
انجام کارها با بهره وري بيشتر...
بهبود قوه ايده آوري و نوآوري سازمان...
دستيابي هر چه سريعتر به منابع کليدي مورد نياز آينده...
شناسايي پيشدستانه محصولات و بازارهاي در حال ظهور..
تمرين زندگي در آينده از هم اکنون...

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي و با ذكر مشخصات كامل گزارش بلامانع است.
پيشگفتار
آينده شناسي چرا؟
اشاره:
اين گزارش يك سند آينده شناسي است و به تشريح روندهاي مهمي مي پردازد كه در شكل بخشيدن به آينده افراد، سازمانها، جوامع و كل بشريت موثر خواهند بود. اطلاعات اين سند كه توسط انجمن آينده جهان منتشر شده است، مي تواند مورد توجه برنامه ريزان راهبردي در دستگاههاي اجرايي، سازمانها و شركتها، اعم از دفاعي و غيردفاعي قرار گيرد. متاسفانه اكثر سازمانها با كمبود چنين اطلاعاتي روبرو هستند. اين كمبود در كشور ما ناشي از فقدان مراكز و متخصصاني است كه بر دانش نظري و عملي آينده شناسي مسلط بوده، و قادر به هدايت و اجراي پروژه هاي گوناگون آينده شناسي به تناسب نياز كشور و سازمانها باشند.
انتشار سند حاضر بهانه اي است تا در مقدمه آن به اين سوال كليدي بپردازيم كه " آينده شناسي چرا؟" همانطور كه خواهيم ديد، آينده شناسي به افراد، سازمانها و جوامع كمك مي كند تا "فرصتهاي" پيش روي خود را به گونه اي پيش دستانه بشناسند و با آمادگي قبلي به استقبال آينده بروند. آينده شناسي در عين حال زنگهاي خطر را نيز به صدا در مي آورد.

رويكرد "مشكل محوري"، با ذهن و انديشه ما عجين شده است. اين رويكرد فرمول بسيار ساده اي دارد: شم مشكل شناسي خود را تقويت كنيد، و هر كجا و در هر شرايطي كه هستيد، قواي خود را در جهت تشخيص و گاه "بزرگنمايي" مشكلات بسيج كنيد و انرژي رواني و ذهني خود، خانواده، و يا همكارانتان را بر حل و فصل آنها متمركز نماييد. اين رويكرد به قدري در جامعه ما، و شايد بسياري از جوامع ديگر، ريشه دوانيده كه در واقع به يك فلسفه تفكري تبديل شده است.


هيچكس اين رويكرد يا فلسفه تفكري را آگاهانه و رسماً به شما آموزش نمي دهد. اغلب آن را از دوران كودكي و با نگاه كردن به رفتار بزرگترها مي آموزيم و در بزرگسالي به عادت ثانويه ما تبديل مي شود . اين فلسفه تفكري، آثار وضعي مشخص و ناميموني دارد:
* اغلب افراد از جمله مديران و كاركنان به زعم خود مي توانند انواع مشكلات را ببينند، درباره آنها داد سخن بدهند، و راهكارهاي خيرخواهانه ارائه دهند؛ اما زماني كه كوشش هايشان به ثمر نمي رسد، خود و ديگران را بيرحمانه آماج انواع انتقادها و سرزنشها قرار مي دهند، و زماني كه فرصتها را مي سوزانند و انرژي رواني خود را در چالش بيهوده با مشكلات تلف مي كنند، خسته و فرسوده به گوشه هايي مي خزند و اجازه مي دهند كه شيطان ياس و بدبيني مثل خوره، روح آنها را بخورد.
* اغلب ما كمتر به اين موضوع فكر مي كنيم كه مشكلات موجود، هر چه و از هر نوع كه باشند، ريشه در غفلتها يا تصميمهاي غلط و ضعيفي دارند كه در گذشته اتخاذ كرده ايم. ديروز ـ يعني زماني كه بايد براي ساختن امروز برنامه ريزي مي كرديم ـ آنقدر در حل مشكلات موجود و دستيابي به موفقيتهاي لحظه اي غرق بوديم كه فرصتي براي پرداختن به آينده نداشتيم. آن روز از آينده غفلت كرديم و اكنون بايد تاوان آن را بپردازيم.
* تفكر مشكل محوري، اين ديدگاه را به ما القا كرده است كه همه مشكلات تقريباً از يك نوع هستند و با يك شاه كليد حل مي شوند. به همين دليل در اغلب موارد به تجربه ها وموفقيتهاي گذشته خود در حل مشكلات استناد مي كنيم و يادگيريهاي گذشته خود را با اصرار تمام به امروز و آينده مي كشانيم؛ غافل از اينكه جهان امروز به سرعت درحال تغيير است, و آنچه كه ديروز مي توانسته كليد حل يك مشكل باشد، لزوما در شرايط كنوني چاره ساز نيست، و بويژه نمي تواند براي آينده مفيد باشد.
* رويكرد مشكل محوري، اعتماد به نفس مديران و كاركنان را به شدت تضعيف نموده و آنها را تحت فشار رواني قرار مي دهد. با حل هر مشكل، مشكلات تازه اي پديد مي آيد و اين احساس را به مديران و كاركنان القا مي كند كه گويا نظام هاي سازماني ما صرفاً براي توليد مشكل، طراحي شده اند.
* رويكرد مشكل محوري، بويژه زماني كه با عدم موفقيت همراه باشد، بدبيني را به گستردگي در جامعه و سازمانها رواج مي دهد. به قول پرفسور ارنست براون " عصر ما عصر "تقديس موفقيت" است و انديشه سياسي حاكم بر جهان صرفاً به گزينش موفقها تمايل دارد و كسي سراغي از افراد و سازمانهاي شكست خورده نمي گيرد". افراد و مديران اين نكته را به خوبي تشخيص مي دهند و آنگاه كه با ديوارهاي بسته مشكلات روبرو مي شوند، به جاي اينكه يك رويكرد خلاق و مثبت را اختيار كنند و يا به مسئوليتهاي خود در ايجاد و حل مشكلات بينديشند، گناه شكستهاي خود را به گردن ديگران مي اندازند. به اين ترتيب بنيانهاي "اعتماد اجتماعي و سازماني" تخريب مي شود.
حال سوال اين است كه آيا راهي براي تغيير اين فضاي بازدارنده در سازمانها وجود دارد؟ خوشبختانه پاسخ اين سوال مثبت است و راه آن ترويج فرهنگ آينده شناسي و گسترش كانون هايي است كه نگاه افراد و مديران را به آينده معطوف مي كنند.
آينده شناسي نه طالع بيني است و نه غيبگويي؛ نه مدعي است كه مي تواند آينده را به طور قطعي پيش بيني كند و نه در صدد رويابافي براي سرگرم كردن مردم يا مديران و سازمانهاست. به قول ادوارد كورنيش_ بنيانگذار و رهبر انجمن آينده جهان_ "مهمترين هدف" از آينده شناسي را مي توان به اين صورت خلاصه كرد: درك كنيم كه با تداوم روندهاي امروز، در آينده چه روي خواهد داد و تصميم بگيريم كه ايا چنين آينده اي براي ما مطلوب است يا نه؟ و اگر نيست، بكوشيم تا آن را تغيير دهيم.
در واقع شناخت روندهاي آينده به ما كمك مي كند تا فرصتهاي پيش روي خود و جامعه مان را بشناسيم و براي بهره برداري از آنها تصميم هاي سازنده اي بگيريم.


آينده اي كه پيش روي ماست، بيش از هر زمان ديگري در طول تاريخ بشريت، سرشار از فرصتهاي جذاب و باورنكردني است؛ اما براي كشف اين فرصتها و يافتن جسارت لازم براي نزديك شدن به آنها نيازمند يك "ديدمان" گسترده و همه جانبه نگر هستيم. مديراني كه قادر به خلق چنين ديدماني باشند، شايسته ارتقا به جايگاه "رهبري" سازمانهاي امروز هستند.
هر جا آينده شناسي وارد مي شود، رويكرد مشكل محوري را عقب مي راند و فضا را براي ايجاد و بارور شدن رويكرد فرصت محوري مهيا مي سازد. با اين همه, طرفداران رويكرد مشكل محوري به هيچوجه نبايد نگران باشند؛ چراكه رويكرد فرصت محوري با رويكرد مطلوب آنها در تقابل قرار نمي گيرد؛ بلكه آن را هضم كرده و به مرور زمان ريشه هاي تغذيه آن را مي خشكاند. زماني كه افراد بتوانند درخشش فرصتهاي بزرگ را ببينند و در پرتو چشم اندازهاي الهامبخش، قادر به مشاهده آينده متفاوتي باشند، شيطان ياس و ناتواني جاي خود را به فرشته آسماني "اميد" مي سپارد. ديو چو بيرون رود فرشته در آيد. امروز آينده شناسي صرفاً يك ابزار براي كشف فرصتهاي تجاري يا دفاعي يا صنعتي و فنّاورانه نيست؛ بلكه ابزاري براي آفرينش يك فرهنگ شكوفاي اجتماعي يا سازماني است كه از آن به" فرهنگ اميد" تعبير مي شود. اين فرهنگ با هنجارها و ارزشهاي متفاوتي سر و كار دارد؛ به عنوان مثال:
* شم فرصت شناسي افراد را تقويت مي كند.
* آينده را به طور بالقوه، بزرگتر و با شكوهتر از امروز جلوه گر مي سازد.
* بر مسئوليت افراد و سازمانها در خلق آينده خويشتن، تاكيد مي كند .
* مردم را از نظر رواني با "درهاي بسته مشكلات" روبرو نمي كند. حتي در درون مشكلات توانفرسا نيز به دنبال فرصتهاي جديد مي گردد.
* مديران را تشويق مي كند كه از لاك مديريتي خود خارج شده و در فضاي دل انگيز "رهبري" گام بردارند (مديران به طور سنتي با مشكلات درگير مي شوند، اما رهبران به كشف فرصتها مي انديشند).
* به افراد مي آموزد كه ما امروز را براي حل و فصل مشكلات گذشته، از نياكان خود به ارث نبرده ايم، بلكه آن را براي ساختن آينده از آيندگان وام گرفته ايم. از اين رو مردم را به سرنوشت آيندگان حساس مي كند.
* و سرانجام اينكه با تاسي به امير مومنان حضرت علي (ع) به افراد و سازمانها هشدار مي دهد كه "همه آينده ها نزديك است". كودكان به زودي بزرگ مي شوند؛ بزرگسالان به زودي پير مي شوند؛ و پيرها به زودي مرگ را تجربه مي كنند. بدين گونه همه آينده ها در يك چشم بر هم زدن از راه مي رسند، و اگر براي استقبال از آنها آماده نباشيم، پشيماني سودي نخواهد بخشيد.
و سخن پاياني اينكه، همه آينده شناسان به ناگزير آينده را از پشت عينك "پارادايم"هاي خود مي بينند. به عبارت ديگر، هر تصويري از آينده خلق مي شود،خواه ناخواه، با نگرشها و ارزشهاي آينده شناسان عجين شده است. هيچ آينده شناسي " بيطرفانه"اي وجود ندارد. به عنوان مثال، زماني كه شما با نگرش سبز شيعي به آينده نگاه مي كنيد، خطوطي را مي بينيد كه يك آينده شناس غيرشيعي نمي تواند صرفاً به اتكاي مهارتها و فنون حرفهاي خود آنها را ببيند. آينده اي كه شما به تصوير مي كشيد، (چه مربوط به خودتان باشد و چه مربوط به يك سازمان، جامعه و حتي بشريت), اصولاً نمي تواند تيره و تار باشد. شما نوري را مي بينيد كه فروغ قدسي آن همه تاريكيها را به كانون روشنايي تبديل مي كند و آحاد بشريت را به تلاش براي خلق آينده ايكه مي تواند ضامن نيكفرجامي همگان باشد، فرا مي خواند. سلام بر آن نور قدسي كه چهره در حجاب "غيبت " پنهان نموده است. جان كلام, سند حاضر را نقادانه بخوانيد و هنگام مطالعه آن، بيشتر به كشف اين موضوع فكر كنيد كه آينده شناسان "آن سوي آب" چگونه به آينده نگاه مي كنند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
سيد كمال طبائيان
دفتر سياست پژوهي فنّاوري دفاعي
عقيل ملكي فر
موسسه مطالعات راهبردي آينده

روندهاي فنّاوري

فصل 1



1. غلبه روزافزون فنّاوري بر اقتصاد و جامعه
* مرزهاي دانش و فنّاوري روز به روز گسترش يافته و جديدترين پيشرفتها در زمينه فنّاوري هاي برتر جايگزين آخرين پيشرفتهاي فنّاوري مي شوند.
* رايانه ها به جاي آنكه تنها ابزاري براي انجام كارهاي خاص باشند، مي روند كه بخشي از محيط پيرامون ما شوند. با وجود مودم هاي بي سيم و از طريق رايانه هاي قابل حمل، دسترسي به داده هاي شبكه اي در هر زمان و هر مكان امكانپذير است.
* ديري نمي  پايد كه كارهاي خدماتي و تجاري پيش پا افتاده، كارهاي خطرناك و زيان آور، مونتاژ، نصب و تعمير تجهيزات دور از دسترس همچون كابلهاي زيردريايي و قطعات ايستگاههاي فضايي كه در مدار قرار گرفته اند، همه و همه توسط روباتها انجام مي شود. تا سال 2010، روباتهاي شخصي به منازل نيز راه پيدا مي كنند.
* نرخ فروش جهاني بسته هاي نرم افزار هر سال بيش از 15 درصد افزايش مي يابد.
* ارتباطات بي سيم، همچون تلفنهاي ماهواره اي و ارتباطات اينترنتي، جابجايي كاركنان را تسهيل نموده، زمان نصب و راه اندازي تاسيسات جديد را كاهش مي دهند. بدين ترتيب به جاي اينكه كاربران در جستجوي پايانه ها باشند، پايانه ها همراه كاركنان حركت كرده و در دسترس آنها قرار مي گيرند.
* تا سال 2005، هوش مصنوعي و "واقعيت مجازي" در خدمت شركتها و ادارات دولتي قرار مي گيرند. امكاناتي كه از اين طريق براي جمع آوري و پردازش اطلاعات در اختيار سازمانها قرار مي گيرد، بسيار فراتر از قلمرو رايانه هاي امروزي است. هوش مصنوعي در مواردي همچون روباتيك، پردازش تصوير، تشخيص صدا، سنتز گفتار، داده پردازي الكترونيك ، خدمات بهداشتي و مددكاري، مديريت و كمك خلباني ، به ياري انسان مي آيد.
* تا سال 2005، "سامانه هاي خبره" در كليه امور مربوط به ساخت و توليد، كشف منابع انرژي، تشخيص خودكار، اقدامات پزشكي و درماني، صدور بيمه نامه ها و اجرا و اعمال قانون رواج خواهند يافت.
* كمي پس از سال 2015، ابررساناهايي كه در دماهاي متغير كار مي كنند، تجاري مي شوند. محصولاتي كه با استفاده از اين ابررساناها توليد مي شوند، عبارتند از: ابررايانه هايي در اندازه يك قوطي قهوه و به وزن سه پوند، موتورهاي برق كه 75 درصد كوچكتر و سبكتر از موتورهاي برق امروزي هستند، نيروگاههاي برق كه انرژي خود را از همجوشي هيدروژن به دست مي آورند، تاسيسات ذخيره نيروي برق بدون اتلاف حرارت و تحليلگرهايي كــه قادرند برهم كنش سلولهاي مغز انسان را در قالب نمودار ترسيم كنند.
* مهندسي، فنّاوري و صنايع بهداشتي همه و همه به سرعت پيشرفت كرده و با تداوم اين پيشرفتها، مشاغل جديدي در حوزه فنّاوري زيستي ايجاد خواهد شد.
اشارات:
استفاده هر چه موثرتر از فنّاوري هاي نوين نيازمند سطح عاليتري از تحصيلات و دانش است. فنّاوري هاي جديد به خلق هزاران هزار فرصت شغلي "دانش بنيان" منجر مي شوند. گرايش فزاينده به اتوماسيون، ضمن كاهش هزينه بسياري از خدمات و محصولات، منافع و درآمدهاي حاصله را كماكان افزايش مي دهد. عرضه محصولات با قيمتهاي مناسب از طريق اينترنت انجام مي شود؛ چيزي كه براي بقا و شكوفايي تجاري بسيار حائز اهميت است. فاضلابهاي صنعتي به كمترين ميزان ممكن كاهش يافته و با مهارت هر چه تمام تر كنترل خواهند شد. اين امر نقشي ارزشمند و سرنوشت ساز در آينده محيط زيست ايفا مي كند.
2. نقش فزاينده تحقيق و توسعه در حوزه اقتصاد
* بودجه هاي تحقيقاتي در زمينه هاي فنّاوري اطلاعات، فنّاوري زيستي، هواـ فضا و فرآورده هاي دارويي و شيميايي به سرعت در حال افزايش است.
* بودجه هاي تحقيقاتي در دهه 1990 پيوسته و به آرامي افزايش يافت و بين 4/2 تا 7/2 درصد توليد ناخالص داخلي در نوسان بود. پيش بيني مي شود كه اين رقم همگام با رشد توليد ناخالص داخلي، همچنان افزايش يابد.
* بودجه هاي تحقيقاتي در ژاپن همچنان بالا مي رود و حدود 3 درصد توليد ناخالص داخلي را شامل مي شود. حال آنكه بودجه هاي تحقيقاتي انگلستان با كاهش مداومي همراه بوده و به كمتر از 9/1 درصد توليد ناخالص داخلي رسيده است. هزينه هاي تحقيقاتي روسيه از 2 درصد توليد ناخالص داخلي به زير 1 درصد در سال 1997 تنزل كرده است.
اشارات:
تقاضا براي كاركنان دانشور، مهندسان و تكنسينها پيوسته در حال افزايش است؛ بويژه در حوزه هايي كه تحقيقات، نويدبخش دستاوردهاي تجاري مطلوبي در كوتاه مدت باشد.
در حالي كه آمريكا با منع تحقيقات در زمينه سلولهاي بنيادين از جذابيت اين كشور براي دانشمندان پيشرو در عرصه بيوپزشكي كاسته است، انگلستان در حال سرمايه گذاري در اين زمينه براي دستيابي به مقام اول جهان است. با تدابير جديدي كه انگليسيها انديشيده اند، مشكل ديرين فرار مغزها كه كشورها را از نعمت وجود نخبگان محروم مي كند, روند معكوس پيدا كرده است. كشورهايي همچون چين كه در آنها ميزان دستمزد بسيار پايين است، همچنان پذيراي كارهاي ساده با دستمزد پايين از كشورهاي پيشرفته صنعتي همچون ايالات متحده خواهند بود. اما در آينده مشاغلي با حقوق بالاتر در زمينه هاي فنّاوري و صنايع خدماتي، جايگزين اين قبيل مشاغل خواهند شد. كشورهايي چون هندوستان، چين و روسيه كماكان با معضل فرار مغزها روبرو خواهند بود؛ چرا كه نخبگان آنها به كشورهايي همچون ايالات متحده و يا كشورهايي كه شديداً متقاضي نيروي كار بوده و دستمزدهاي بالاتري مي پردازند، مهاجرت خواهند كرد. خسارات اقتصادي اين پديده براي كشورهاي "صادركننده مغز" جبران ناپذير خواهد بود.
3. افزايش سرعت سفرهاي زميني، هوايي و دريايي

* پيشرفتهاي گسترده در فنّاوري حمل و نقل، سرعت سفرهاي زميني، هوايي و دريايي را افزايش خواهد داد.
* تا سال 2010، شهرهاي نيويورك، توكيو و فرانكفورت به محورهاي ترانزيت براي مسافراني تبديل مي شوند كه قصد سفر با هواپيماهاي مافوق صوت بسيار سريع و پرظرفيت را دارند.
* سوانح هوايي در حال كاهش است و در نتيجه مرگ و مير ناشي از اين قبيل حوادث نيز كمتر خواهد شد. اين كاهش دستاورد پيشرفتهاي فني در طراحي صندليهاي ايمنتر و سوختهاي مقاوم در برابر اشتعال است.
* به دنبال تجربيات موفق كشورهاي اروپايي، صنعت هوانوردي آمريكا در حال جايگزين كردن spok هـاي سامانه hub-and- spoks فعلي خود با قطارهاي سريع السير در سفرهاي 100 تا 150 مايلي است.
( يک نوع سامانه  گردآوري و توزيع مسافر است. در اين سامانه  چند شهر يک کشور که داراي فرودگاههاي مجهز براي پذيرش هواپيماهاي بزرگ هستند به عنوان مرکز يا hub و شهر هاي کوچک با فرودگاههاي کوچک به عنوان spok تعريف مي شوند. مسافران شهرهاي کوچکتر از طريق هواپيماهاي کوچکتر به نقاط مرکزي منتقل مي شوند و از آنجا توسط هواپيماهاي بزرگتر به مقصدهاي مورد نظر پرواز مي کنند.)
* در حال حاضر بيش از 500 ميليون خودرو در دنيا وجود دارد و اين رقم به سرعت در حال افزايش است.
* متوسط عمر خودروها در ايالات متحده رفته رفته به 22 سال مي رسد.
* پيشرفتهاي اخير در فنّاوري خودرو نظير "حسگرهاي وضعيت جاده" ، گيربكس هايي كه به طور پيوسته تغيير سرعت مي دهند، سامانه ها ي خودكار كنترل ترافيك، سامانه ها ي ديد در شب و صندليهاي هوشمند كه ميزان باد كيسه هاي هوايي آنها متناسب با وزن سرنشين تغيير مي كند، همگي تا سال 2010 در دسترس عموم مردم قرار مي گيرد.
* نخستين خودروهاي تجاري با سوخت دوگانه برق و گاز به بازار مي آيند، مدلهاي جديد اين خودروها بين سالهاي 2005 تا 2010 بازار خودروهاي گازسوز و بنزيني را قبضه خواهند كرد.
* به منظور كاهش تعداد و شدت سوانح رانندگي، كاميونها در بزرگراههاي پر تردد به سمت باندهاي جانبي رانده مي شوند و حركت خودروهاي سبك در اين باندها ممنوع مي شود. اين روند جداسازي همچنان به قوت خود باقي خواهد ماند.
اشارات:
حمل و نقل جاده اي يكي از شاخه هاي رو به رشد صنعت حمل و نقل است. دليل آن، گسترش نقش رايانه ها در مديريت و كنترل بهنگام ترافيك است. تا سال 2010 ظهور فنّاوري "خودروي هوشمند" به كاهش مرگ و ميرهاي ناشي از حوادث رانندگي در اروپا و متعاقب آن آمريكا، خواهد انجاميد. در شهرها به طور روزافزوني شاهد تلاش براي كاهش تراكم خودروها هستيم. وضع محدوديت براي استفاده از خودروهاي شخصي در مونيخ، وين و مكزيك، يا تشويق شهروندان به استفاده هر چه بيشتر از وسايل نقليه عمومي در كپنهاك و برزيل، نمونه هاي بارزي از اين تلاشهاست. پيشرفتهاي فنّاوري، گزينه هاي ديگري را نيز براي حمل و نقل ايجاد كرده كه يكي از آنها " حمل و نقل دو وضعيتي" است. در اين روش از خودروهاي شخصي براي سفرهاي درون شهري و كوتاه استفاده مي شود و در مسافتهاي طولانيتر، خودروهاي شخصي جاي خود را به جاده هاي خودكار مي سپارند.
4. افزايش آهنگ دگرگونيهاي فنّاوري با ظهور نسل جديد اكتشافها و كاربردها
*چرخه نوآوري صنعتي (خلق ايده، اختراع، نوآوري و تقليد) هر لحظه كوتاهتر مي شود. در اين شرايط، توليدكنندگان بايد پيش از آنكه ساير رقبا فرصتي براي تقليد بيابند، بازار را از محصولات جديد خود اشباع نمايند. تا قبل از دهه 1940 چرخه نــوآوري 30 تا 40 سال به طول مي انجاميد، حال آنكه امروزه بندرت از 30 تا 40 هفته تجاوز مي كند.
* طراحي به كمك رايانه در صنايع خودروسازي و ساير صنايع، فاصله زماني ميان خلق ايده تا توليد نهايي را به كمترين حد ممكن مي رساند.
* 80 درصد دانشمندان، مهندسان و پزشكان امروز از طريق اينترنت به تبادل بلادرنگ اطلاعات و ايده ها مي پردازند. كل دانش فني كه تا امروز در اختيار بشر است، تنها 1 درصد از كل دانشي است كه تا سال 2050 ايجاد خواهد شد.
اشارات:
با ظهور فنّاوري هاي جديد, صاحبان صنايع با رقيبان سرسخت و مصممتري از همه سو روبرو خواهند شد. غزالان تيزپايي كه آخرين روشها و فنون را به كار مي گيرند، گوي سبقت را از ديگران خواهند ربود و "دايناسورهاي خرامان" كه مدتها طول مي كشد تا گام كوچكي به پيش بردارند، محكوم به نابودي خواهند بود.
5. ظهور پيشرفتهاي سريع در عرصه پزشكي
* انباشت دانش پزشكي هر 8 سال يكبار دو برابر مي شود.
* نيمي از آنچه كه دانشجويان پزشكي در سالهاي اوليه تحصيل خود درباره آخرين دستاوردهاي علم و فنّاوري فرا مي گيرند، در پايان دوره تحصيل آنها، قديمي و منسوخ شده و يا مورد تجديد نظر قرار مي گيرد. در مواردي هم به امور مسلم و پيش پا افتاده تبديل مي شود.
* آغاز پروژه ژنوم انساني نويدبخش درمانهاي جديد براي بيماريهاي ژنتيكي است. نتايج اوليه اين پروژه شامل شيوه هايي براي درمان احتمالي بيماريهايي از قبيل هموفيلي، فيبروزكيستي، افزايش ارثي كلسترول خون، تعدادي از انواع سرطانها و ايدز است. سرانجام امكان پيشگيري يا درمان بخشي از 4000 اختلال ارثي از طريق مداخله گرهاي ژنتيكي نيز وجود دارد. انتظار مي رود تا سال 2005، نزديك به 30 روش درماني وارد مرحله آزمايشگاهي شوند.
* كشف اين مهم كه هورمون hcg فقط و فقط در سلولهاي سرطاني و بزرگسالاني كه تا به حال مورد بررسي قرار گرفته اند، به چشم مي خورد، نويدبخش پيشرفتي گسترده در درمان سرطان است. اگر آزمايشهاي اوليه تا سال 2010 يا زودتر از آن تكميل شود، مي توان تومورهاي سرطاني را به طور روزمره و تنها با يك تزريق ساده در مطب پزشك با موفقيت از بين برد.
* دانش فزاينده در زمينه بيوشيمي، با كمك مدلسازي رايانه اي، امكان توليد داروهايي متناسب با برخي سلولهاي گيرنده را فراهم كرده است. داروهايي كه با به كارگيري اين فنّاوري، توليد مي شوند ، بيشتر وقتها بسيار موثرتر و سودمندتر از مشتقات طبيعي يا داروهاي توليد شده با روشهاي سنتز، اسكن يا ساير روشها هستند و احتمال بروز عوارض جانبي شديد نيز در آنها بسيار ناچيز است.
* تا سال 2005، خون مصنوعي جايگزين فرآورده هاي خون طبيعي مي شود. انتظار مي رود كه ميزان تقاضا براي فرآورده هاي خون طبيعي طي 30 سال آينده به 4 ميليون واحد در سال تقليل يابد.
* داروهاي تقويت حافظه تا سال 2010 وارد بازار مصرف مي شوند.
* ابزارهاي تشخيصي جديد مبتني بر رايانه، تصويرهاي بي نظيري از بافتهاي نرم و سخت داخل بدن را نمايش مي دهند. اين فنّاوري به حذف بسياري از اعمال جراحي تشخيصي منجر مي شود.
* "جراحي بدون خونريزي" با استفاده از داروهاي پيشرفته از شدت و گستردگي زخمهاي بيماران خواهد كاست. اين روش، ضمن كاهش مدت بستري شدن بيمار، از هزينه هاي درماني نيز مي كاهد.
* سامانه ها ي رسانش دارو با استفاده از "گلوله جادويي" اين امكان را فراهم مي آورد كه دوز بسيار بالايي از داروها دقيقاً به نقاط مورد نظر بدن هدايت شود و بدين ترتيب ساير قسمتهاي بدن از شر عوارض جانبي دارو در امان بمانند. اين روش اثرات درماني را درسرطانها و ساير بيماريهايي كه نيازمند تجويز داروهاي بسيار قوي هستند، افزايش مي دهد. اعمال جراحي نظير لاپاروسكوپي و آندوسكوپي نيز مزاياي مشابهي خواهند داشت.
* تا سال 2005، پيوند سلولهاي مغزي و بافتهاي عصبي براي كمك به مبتلايان به عقب ماندگي ذهني، جراحات سر و ساير اختلالات عصبي از مرحله آزمايشگاهي خارج شده و بر روي انسان انجام مي شود. پيوند اعضاي بدن حيوانات نيز رواج خواهد يافت و استخوان، ماهيچه و سلولهاي خوني كه در محيط آزمايشگاهي رشد مي كنند، در جراحي پيوند اعضا و جوارح به كار خواهند رفت.
* از بافتهاي پيوند زده شده با روشهاي مشابه سازي و ساير فنّاوري هاي مربوط به آن براي رشد "سلولهاي بنيادين" استفاده خواهد شد. انتظار مي رود ظرف 5 تا 10 سال آينده بيماريهايي از قبيل ديابت، پاركينسون و احتمالاً آلزايمر و بسياري از اختلالات صعب العلاج به طور اساسي و با شيوه هاي كاملا جديد درمان شوند. اما اينكه پزشكان آمريكايي مجاز به اعمال اين روشهاي درماني باشند يا نه، هنوز در پرده ابهام است. موسسه "فوركستينگ اينترنشنال" بر اين باور است كه مشابه سازي و ساير روشهاي وابسته براي درمان بيماريها تاييد خواهند شد.
* جراحاني كه اعمال جراحي خود را از طريق اينترنت انجام مي دهند، به طور معمول و روزمره بيماران را در مناطق دورافتاده و با استفاده از روبات تحت عمل جراحي قرار مي دهند.
* ظرف 10 سال آينده شاهد دست و پاها, قلبها و ساير اندامهاي بيونيك بهتري خواهيم بود. همچنين داروهايي كه به جاي درمان محض علائم بيماري، از بروز بيماري پيشگيري مي كنند، نيز وارد بازار خواهند شد. ضمنا دستگاههاي نمايشگري ساخته مي شوند كه نسبت به بروز قريب الوقوع بيماري هشدار مي دهد.
* غذا داروها و مكملهاي غذايي كه با استفاده از تزريق ژنتيكي وارد بدن مي شوند، ظرف 20 سال آينده، يكي از داغترين سوژه هاي خبري در حوزه سلامت خواهند بود.
* تا سال 2025، نخستين درمانهاي پزشكي مبتني بر نانوفنّاوري, استفاده باليني پيدا خواهد كرد. دستگاههاي ميكروسكوپي فعل و انفعالات دروني بدن را نمايش مي دهند؛ پلاكهاي كلسترول را از ديواره سرخرگها بر مي دارند و سلولهاي سرطاني را پيش از تبديل شدن به تومور، منهدم مي كنند.
اشارات:
حتي بدون پيشرفتهاي شگرف در علوم زيستي احتمال مي رود كه تحت شرايط بهداشتي، ميزان زاد و ولد افزايش يابد. اين مساله هزينه مراقبتهاي بهداشتي را تا حد زيادي كاهش مي دهد. اما احتمال مي رود هزينه هاي تامين اجتماعي و مراقبت از سالمندان و برخي از معدود طرحهاي مستمري بگيري با سود ثابت به نحو چشمگيري افزايش يابد.
پيشرفتهاي فراوان و هزينه توليد فراورده هاي دارويي به اضافه نمايشگرهاي رايانه اي و اندامهاي مصنوعي منجر به افزايش هزينه هاي درماني ـ با نرخي به مراتب سريعتر از نرخ عمومي ـ تورم خواهند شد. پرداخت بخش اعظم اين قبيل هزينه ها بر عهده بيمه هاي درماني سالمندان و اندكي از آنها بر عهده بيمه شدگان خواهد بود.
6. رشد لگاريتمي و جهاني اينترنت
* هم اكنون تعداد كاربران اينترنت 500 ميليون نفر است و پيش بيني مي شود تا سال 2005 به 709 تا 946 ميليون نفر برسد.
* يكي از دلايل اين رشد سريع، سرعت توسعه ارتباطات شبكه اي در برخي مناطق پيشرفته است. در سال 1998، تعداد كاربران اينترنت در هندوستان تنها 000/170 نفر بود كه در ميانه سال 2000 به 1 ميليون نفر رسيد و پيش بيني شده كه تا سال 2003، حدود 23 ميليون نفر در اين كشور به جمع كاربران اينترنت بپيوندند.
* تعداد كاربران اينترنت در چين هر ماه، 6 درصد افزايش مي يابد. اين تعداد تا پايان سال 2002، به 33 ميليون نفر خواهد رسيد.
* تا ميانه سال 2002، بخشي از جمعيت 26 ميليون نفري زنان خانه دار ژاپن رايانه داشتند و از اينترنت استفاده مي كردند. اين رقم نسبت به سال 2001، 5/12 ميليون نفر افزايش نشان مي دهد. امروزه تقريبا 60 ميليون نفر يعني حدود نيمي از جمعيت ژاپن از طريق رايانه، تلفنهاي همراه و ساير ابزارها به اينترنت دسترسي دارند.
* بيشتر ارتباطات اينترنتي جنبه تجاري و بين شركتي دارند و نشانيهاي الكترونيكي شخصي از اهميت كمتري برخوردارند.
* تجارت الكترونيكي از رشد سريعي برخوردار است. كل فروش از طريق اينترنت و به شيوه برخط ، به استثناي مناقصه ها، در جولاي سال 2002 به 6 ميليارد دلار رسيد كه معادل نيمي از خدمات شبكه اي برخط است.
* در سال 2000 تنها000/ 500 ايراني به اينترنت دسترسي داشتند كه اين رقم تا سال 2002 به 78/1 ميليون نفر افزايش يافت. انتظار مي رود ظرف پنج سال آينده اين رقم دست كم به 5 ميليون نفر افزايش يابد.
اشارات:
42 درصد كل كاربران اينترنت را در سال 2000، آمريكايي ها تشكيل مي دادند كه اين رقم تا سال 2003، به 37 درصد كاهش يافت. چنين برآورد مي شود كه ميزان صرفه جويي در هزينه شركتها مديون مناقصه هاي بين شركتي و خدمات اينترنتي است (3/1 تريليون دلار تا سال 2002). تا سال 2002 رقم كل مناقصه هاي بين شركتي از طريق شبكه به بيش از 95/3 تريليون دلار خواهد رسيد كه اين رقم بسيار بالاتر از 43 ميليارد دلار در سال 2000 است.
انجام كارها از طريق اينترنت نيازمند نيروي كار بسيار فرهيخته، كارآزموده و با معلومات است. به مجرد برطرف شدن ركود اقتصادي اخير، كساني كه از آموزش فني مناسبي برخوردارند، بازار كار را ظرف 15 سال آينده قبضه خواهند كرد.
انزواي فرهنگي، سياسي و اجتماعي تقريباً امكان ناپذير شده است. تلاش كشور چين در راستاي پالايش اينترنت و دور نگه داشتن مردم از آلودگيهاي خارجي بي نتيجه مانده است. حضور همه جايي هكرها هر نوع موانع اينترنتي را از ميان بر مي دارد. حتي تلاشهاي جمهوري اسلامي ايران نيز در اين زمينه چندان ثمربخش نبوده است.
 روندهاي مربوط به نيروي كارو اشتغال

 فصل 2

7. گسترش آموزش و پرورش در سطح جامعه
* امروزه نيمه عمر اندوخته هاي علمي يك مهندس تنها 5 سال است؛ چرا كه ظرف مدت 10 سال، 90 درصد آموخته هاي وي از طريق اينترنت قابل دسترسي است. در رشته هاي مرتبط با حوزه الكترونيك، نيمي از آنچه دانشجويان سال اول فرا مي گيرند، از ديد دانشجويان سال آخر كهنه و منسوخ شده است.
* هر 5 سال يكبار، 85 درصد اطلاعات موجود در رايانه هاي موسسات بهداشتي و درماني ارتقا مي يابد.
* دگرگوني هاي سريع در بازار كار و فنّاوري هاي مربوط به آن، افزايش كارورزي را براي تقريباً همه كاركنان ضروري مي سازد.
* در 10 سال آينده ، نزديك به 10 ميليون شغل جديد در زمينه هاي تحقيقاتي، مديريتي و تكنسيني ايجاد خواهد شد كه همه آنها مربوط به حوزه خدمات "بسيار مهارت بر" خواهند بود.
* بخش عظيمي از نيروي كار به طور پيوسته مشمول برنامه هاي آموزش شغلي مي شوند. بسياري از اين برنامه ها توسط سازمانها و شركتهايي ارائه مي شوند كه آموزش كاركنان را به چشم يك "سرمايه گذاري آينده ساز" مي بينند.
* مدارس به صورت شبانه روزي كودكان و بزرگسالان را تحت آموزش قرار خواهند داد. در اين راستا كودكان به 7 ساعت آموزش در خلال روز نياز دارند و بزرگسالان از ساعات آزاد خود براي يادگيري حرفه هاي جديد استفاده خواهند كرد.
8. تخصصي شدن روزافزون فعاليتهاي صنعتـي و ساير مشاغل
*به اعتقاد پزشكان، حقوقدانان، مهندسان و ساير متخصصان, حجم دانش لازم براي پيشتاز شدن در يك حوزه خاص به اندازه اي زياد است كه يك فرد همزمان نمي تواند در دو حوزه سرآمد شود.
* اصل بالا در مورد مشاغل فني نيز صادق است. تعداد بساز و بفروش ها، مرمت كاران بناهاي قديمي، تكنسينهاي خودروهاي برقي و تعميركاراني كه تنها براي تعمير يك مدل از خودروها آموزش ديده اند، روز به روز در حال افزايش است.
* سازمان هاي اطلاعات بنيان با تكيه بر گروه هاي تخصصي "فعاليت محور" اداره مي شوند.
* جهاني شدن اقتصاد منجر به افزايش تعداد متخصصان و كارشناساني شده كه به طور مستقل و آزاد عمل مي كنند. هر روز بيشتر و بيشتر شاهد تبديل شركتهاي تجاري به شركتهاي مشاوره يا پيمانكاري هستيم كه همگام با جهاني شدن بازارها و تمايز فنّاوري ها از يكديگر، به صورت كاملاً تخصصي فعاليت مي كنند.
اشارات:
اين روند به ايجاد تعداد زيادي بازار جديد و بازارهاي اختصاصي يا ويژه مي انجامد كه عرصه فعاليت شركتهاي كوچك تجاري خواهند بود. تخصصهاي قديمي به سرعت منسوخ شده و تخصصهاي جديد با سرعت هر چه تمامتر جاي آنها را مي گيرند. اين امر به ايجاد فرصتهاي شغلي بيشتري مي انجامد.
9. خدمات، پرشتاب ترين بخش اقتصاد جهاني
* براساس گزارش مركز آمار آمريكا بين سالهاي 1995 تا 2001، عمده فروشي در ايالات متحده نزديك به 41 درصد رشد داشت. همين روند در ساير كشورها نيز به چشم مي خورد.
* در سال 2000، صنايع خدماتي آمريكا 83 درصد اشتغال را در بخش خصوصي غيركشاورزي اين كشور به خود اختصاص داد. سرشماري هاي رسمي، نمايانگر 95 ميليون شغل بود. انتظار مي رود تا پايان سال 2010 صنايع خدماتي تقريبا كل رشد خالص اشتغال را در ايالات متحده به خود اختصاص دهد.
* بر اساس پيش بيني مراكز خدمات درماني سالمندان و نيازمندان آمريكا، بودجه مراقبتهاي بهداشتي از 3/1 تريليون دلار در سال 2000 به 8/2 تريليون دلار در سال 2011 خواهد رسيد. اين رقم نمايانگر بيش از دو برابر افزايش در هزينه هاست.
* در سال 1999، 70 درصد نيروي كار ايالات متحده آمريكا در بخش خدمات مشغول به كار بوده اند. اين ميزان به زودي به 90 درصد مي رسد. اروپا و ژاپن نيز در اين زمينه چندان از آمريكا عقب نيستند.
* مشاغل خدماتي جايگزين بسياري از مشاغل پردرآمد در حوزه ساخت و توليد، حمل و نقل، و كشاورزي شده اند. درآمد اين مشاغل جديد كه غالبا پاره وقت هستند، نصف درآمد مشاغل صنعتي است. از سوي ديگر شركتهاي خدمات رايانه اي به كاركنان متخصص و آموزش ديده خود دستمزدي بيش از حداقل مقرر شده در قانون را پرداخت مي كنند.
* در مشاغلي همچون صندوق داري و عمده فروشي كه مهارت كمتري مي خواهند، شاهد رشد سريعتري هستيم.
اشارات:
امروزه بخشهاي خدماتي رقابت گسترده اي را در سطح جهاني آغاز كرده اند؛ درست همچون رقابت كارخانجات صنعتي در 20 سال گذشته. فشارهاي ناشي از اين رقابتها، بر ميزان حقوق و مزاياي كاركنان در كشورهاي صنعتي تاثير گذاشته و به كنترل تورم كمك خواهد كرد. رشد تجارت بين المللي به عنوان نيروي ثبات آور در مناسبات جهاني عمل مي كند؛ چرا كه بيشتر كشورها دريافته اند كه رويارويي با بحران به تنهايي دشوار است.
10. برابري دستمزد زنان و مردان در آينده بسيار نزديك
* ميزان دستمزد زنان در ايالات متحده آمريكا از 61 درصد دستمزد مردان در سال 1960 به 74 درصد دستمزد مردان در سال 1991 افزايش يافته است. اين رقم به زودي به بالاي 83 درصد خواهد رسيد. در ژاپن نيز روند افزايش دستمزد زنان تا اندازه اي كند است، ولي همچنان ادامه دارد.
* در آينده ميانگين درآمد زنان از مردان بيشتر خواهد شد. زنان دانش آموخته دانشگاهها در مقايسه با زناني كه به گرفتن ديپلم بسنده كرده اند؛ از پيشرفت هاي خود، احساس رضايت بيشتري خواهند داشت. امروزه 64 درصد از دختران آمريكايي در دانشگاهها پذيرفته مي شوند، حال آنكه تنها 60 درصد پسران اين كشور به دانشگاهها راه مي يابند
* تجربه به عنوان عاملي مهم در كسب اعتبار شخصي و ارزش سازماني محسوب مي شود و زنان مسن تر كه از تجربه كافي برخوردارند، به كسب مقامهاي مديريت ارشد نائل مي شوند. اين مسئله به افزايش ميزان دستمزد زناني كه به مراتب بالاتر سازماني راه مي يابند، منجر مي شود.
اشارات:
در آينده سهم بيشتري از نيروي كار را زنان تشكيل مي دهند؛ زناني كه انتظار دارند از لحاظ حقوق و مزايا و نيز فرصتهاي شغلي با مردان برابر باشند. رقابت براي احراز پستهاي اجرايي بالاتر كه پيش از اين در انحصار مردان بود، تا آنجا شدت خواهد يافت كه برخي از سلسله مراتب سازماني حذف مي شود. امروزه يك چهارم مديران و تقريبا 20 درصد اعضاي هيات مديره سازمانها را زنان تشكيل مي دهند. اگرچه اين رقم هنوز بسيار پايين است، اما در مقايسه با نسلهاي گذشته، افزايش چشمگيري را نشان مي دهد و قدر مسلم در آينده از اين فراتر خواهد رفت.
11. افزايش سن بازنشستگي به علت ازدياد متوسط عمر
* داده هاي موجود در سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) نشان مي دهد كه كاركنان در كشورهاي پيشرفته پيش از موعد در حال بازنشسته شدن هستند. اما اين تنها نيمي از واقعيت است. بازنشستگان آمريكايي غالبا دوباره به سركارهايشان باز مي گردند و بازنشستگي كامل را چندين سال به تعويق مي اندازند. با توجه به افزايش شمار افرادي كه به سن بازنشستگي رسيده اند و كاهش نيروي كار جايگزين آنها، اين روند به ساير كشورها نيز سرايت مي كند.
* مردم معمولا بر سر يك شغل باقي مي مانند و سپس براي مدت كوتاهي و تا زماني كه بتوانند از عهده مخارج زندگي بر آيند، دست از كار مي كشند؛ آنگاه يادگيري و تجربه اندوزي را از سر گرفته و سراغ شغل جديدي مي روند. با ادامه اين روند، بازنشستگي واقعي تا اواخر عمر شخص به تعويق خواهد افتاد.
* شايد در آينده اي دور طولاني كردن سن بازنشستگي امكان ناپذير شود؛ مگر در مواردي كه پاي پس انداز و سرمايه گذاري شخصي در ميان باشد.
* تا سال2010، ميانگين سن بازنشستگي در ايالات متحده تا 70 سالگي به تعويق خواهد افتاد. اعطاي كمكهاي مالي كاهش خواهد يافت و در پرداخت اين كمكها به جاي توجه به استحقاق كاركنان، نياز آنها مد نظر قرار مي گيرد.
اشارات:
* از آنجا كه جرايم كاربرد متقلبانه بيمه بيكاري افزايش يافته است، بسياري از آمريكاييهاي بازنشسته به سركارهايشان باز خواهند گشت و احتمال مي رود آن عده اي كه هنوز بازنشسته نشده اند، كماكان به كار خود ادامه دهند.
* كاركنان مسن تر تا حدودي كمبود كاركنان تازه وارد را جبران مي كنند. شانس ادامه كار، ميزان فقر را براي بسياري از كساني كه به هر نحو براي امرار معاش وابسته به بيمه هاي تامين اجتماعي هستند، كاهش خواهد داد.
12. از ميان رفتن قدرت اتحاديه ها
* در ايالات متحده، 23 درصد از كاركنان و حقوق بگيران در سال 1980 از طريق اتحاديه ها به كار مشغول شدند. اما اين رقم در سال 1995 تنها به 16 درصد رسيد. پيش بيني مي شود تا سال 2005 به رغم موفقيت هاي اخير در ايجاد تشكلهاي كارگري و انجام مذاكرات براي استخدام كاركنان و اعتصابها، اين ميزان به زير 13 درصد برسد.
* در كره جنوبي كه زماني تشكلهاي كارگري آن شكست ناپذير تلقي مي شدند، دولت به طور روزافزوني در برابر اعتصابات پزشكان، كاركنان تاسيسات برقي، خودروسازان و ساير گروههاي تجاري مقاومت مي كند.
* در انگلستان جايي كه دولت تاچر در دهه 1980 قدرت را از اتحاديه ها بازپس گرفت، اتحاديه هاي كارگري دوباره بخشي از قدرت پيشين خود را به دست آورده اند.
* يكي از دلايل كاهش قدرت اتحاديه هاي كارگران اين است كه امروزه شركتها مي توانند با آزادي كامل به هر كجا كه مي خواهند نقل مكان كنند؛ از مناطق با اتحاديه هاي قدرتمند به مناطقي كه در آنها اتحاديه ها قدرت كمتري دارند. همچنين سازمانها بخش عظيمي از فعاليتهاي تجاري خود را به شركتهايي واگذار مي كنند كه كاركنان آنها عضو اتحاديه نيستند.
* دومين دليل كاهش قدرت اتحاديه هاي كارگران آن است كه استفاده روزافزون از روباتها، تجهيزات طراحي و كنترل رايانه اي، و تسهيلات توليد انعطاف پذير، نيروي كار شاغل در سازمانها را به يك سوم كاهش مي دهد. كاركناني كه باقي مي مانند، ترجيح مي دهند در كار خود متخصص و حرفه اي شوند و سايرين نيز مي كوشند تا به نيروهاي نيمه حرفه اي با تحصيلات مناسب تبديل شوند. همه اين افراد در برابر عضويت در اتحاديه ها مقاومت مي كنند. استفاده روزافزون صنعت از هوش مصنوعي نيز تا حد زيادي به پيشبرد اين روند كمك مي كند.
* سومين دليل اين كاهش، هزينه بالاي اعتصابهاست. اتحاديه رانندگان كاميون در آمريكا كه روزي ثروت زيادي داشتند، هنگام اعتصاب در سال 1997، مبلغ 11 ميليون دلار هزينه كردند و در نهايت موجودي اين اتحاديه پس از دريافت وام از فدراسيون آمريكايي كار و كنگره سازمانهاي صنعتي تنها به 70000 دلار رسيد. سال 2002 براي اين اتحاديه سالي بدون اعتصاب بود.
اشارات:
كاهش قدرت اتحاديه ها براي سازمانهاي بزرگ نويدبخش ثبات هر چه بيشتر در دستمزد و مزاياي كاركنان است. اتحاديه هايي كه شديداً خواهان عضوگيري و فعاليت دوباره هستند, بر ايجاد تشكل در شركتهايي تاكيد مي كنند كه كاركنان آنها از سطح تحصيلات پايينتري برخوردارند. اين امر هزينه هاي نيروي كار را در شركتهايي كه به دليل كوچك بودن، مورد توجه اتحاديه هاي كارگري نبودند، افزايش مي دهد. پارادايم سنتي " اتحاديه در برابر شركتها" كاملا منسوخ شده است. در اقتصاد امروز كاركنان دوشادوش مديران به بحث و تبادل نظر پرداخته و حقوق و مزاياي همسنگ آنها دريافت مي كنند.
13. رواج شغلهاي دوم و سوم
* روز به روز بر تعداد كساني كه در نيمه راه زندگي، شغل و حرفه خود را تغيير مي دهند، افزوده مي شود.
* سرعت بالاي تغيير و تحولات فني، مشاغل قديمي را از دور خارج كرده و فرصتها و امكــانات جديدي را خلق مي كنند.
* مردم به طور متوسط هر 10 سال يكبار شغل خود را عوض مي كنند.
* بر اساس نظرسنجي اخير، تنها 39 درصد از كاركنان قصد دارند تا 5 سال ديگر به كار فعلي خود ادامه دهند. 31 درصد آنها قصد دارند كه شغل كنوني خود را تغيير دهند و 29 درصد ديگر هنوز تصميمي نگرفته اند.
* نسل پس از جنگ ويتنام و فرزندانشان در آمريكا، در آن واحد نه تنها دو يا سه شغل دارند، بلكه گاهي تعداد مشاغل آنها به 5 يا 6 هم مي رسد. دليل اين امر جايگزيني صنايع رو به زوال توسط فرصتهاي جديد است.
اشارات:
مفهوم "كسب درآمد در كنار آموزش" معناي جديدي يافته است. اغلب مردم در حين فعاليت در يك شغل، به يادگيري مهارتهاي لازم براي مشاغل ديگر مي پردازند.
در بسياري از خانواده ها زن و مرد دوشادوش هم كار مي كنند. يكي از زوجين يا هر دوي آنها به فرصتهاي مطالعاتي مي روند تا خود را براي يك حرفه جديد آماده كنند. "خود اشتغالي" مي رود تا به يك گزينه جذاب و جالب توجه تبديل شود؛ زيرا رئيس خود بودن به مراتب راحت تر از تلاش براي پيشرفت شغلي در يك سازمان است. اين نكته بويژه در مورد نسل "ايكس" و "دات كام" صدق مي كند! طرحهاي بازنشستگي بايد دوباره بررسي شوند، به گونه اي كه كاركنان بتوانند امتيازات بيمه هاي درماني و بازنشستگي خود را از شغلي به شغل ديگر منتقل كنند.
14. انحطاط اخلاق كاري
* دير آمدن به اداره در حال افزايش است. سوء استفاده از مرخصي استعلاجي بيداد مي كند!
* امنيت شغلي و حقوق بالا ارزش سابق خود را از دست داده اند و ديگر عامل تشويق به حساب نمي آيند، چرا كه پويايي اجتماعي بالاست و مردم تشنه "رضايت شغلي" هستند. برخي از 48 درصد افراد شركت كننده در راي گيري لوئيس هريس، هدف خود را از كار، "رسيدن به احساس موفقيت و پيروزي" عنوان كردند.
* براي نسل ايكس و نسل پس از جنگ، كار تنها راهي براي رسيدن به اهدافي همچون پول، تفريح و سرگرمي است.
* 55 درصد از مديران ارشد شركتهاي آمريكايي در يك نظرسنجي خاطرنشان كردند كه تضعيف اخلاق كاري تاثيرات بسيار سوئي بر آينده شركتها خواهد داشت.
* تعدادي از معروفترين شركتهاي آمريكايي همچون انرون، ولد كام، تيكو اينترنشنال، آدلفيا كيبل و ايمكلون به خاطر حساب سازي هاي خلافكارانه، و به تاراج بردن داراييها و اموال سهامداران و انواع تخلفات ديگر تحت پيگرد قانوني هستند.
* بــه منظور پــي بردن به عامــل اصلي اين قبيل مشكلات، از دانشجويان سال آخر در آمريكا نظرسنجي شده است. 97 درصد اين دانشجويان اعتقاد داشتند كه تحصيلات دانشجويي، آنها را به رعايت اخلاق كاري در آينده متعهد كرده است. از سوي ديگر 73 درصد آنها اظهار داشته اند كه از استادان خود آموخته اند كه "درست و نادرست" آنگونه كه روح اخلاقي جامعه درك مي كند، نمي تواند مبنايي براي تن دادن به استانداردهاي اخلاقي يكسان باشد؛ اين مثال نسبي است و به ارزشهاي فردي و هنجارهاي فرهنگي هر كس بستگي دارد.
اشارات :
نسل جديد كاركنان را نمي توان به صورت ابزاري به كار گرفت و كرامت انساني آنها را ناديده انگاشت. آنها بايد حمايت شوند، حقوق و مزاياي خوب بگيرند, و احساس كنند كه به چشم مي آيند و تلاشهايشان مورد تقدير است.
15. "زوجهاي نان آور "درحال تبديل شدن به يك نرُم
* تا سال 2005 ، در 75 درصد از خانواده هاي آمريكايي، زن و مرد دوشادوش هم براي تامين مخارج زندگي كار خواهند كرد. اين رقم در سال 1992، تنها 63 درصد بود.
* آمار زنان شاغل در سراسر كشورهاي صنعتي پيوسته رو به افزايش است. در ايالات متحده اين رقم از 46 درصد در سال 1970 به 8/68 درصد در سال 2000 افزايش يافته است. بر اساس گزارش سازمان همكاري و توسعه اقتصادي، ايتاليا, اسپانيا و مكزيك با رقم 40 درصد, كمترين رقم زنان شاغل را به خود اختصاص داده اند.
* بسياري از خانواده ها دو منبع درآمد دارند. در برخي مواقع يكي از زوجين به منظور آمادگي براي شغل بعدي به فرصت مطالعاتي رفته يا در برنامه هاي آموزشي ويژه شركت مي كند. فنّاوري اطلاعات باعث منسوخ شدن مشاغل سابق مي شود و اين امر به روندي روزمره تبديل خواهد شد.
اشارات:
با توجه به افزايش زنان شاغل، تقاضا براي نگهداري كودكان در مهدكودك ها و مرخصيهاي زايمان و مزاياي خاص كارمندان متاهل رو به افزايش است. اين امر مي تواند روند سوددهي بسياري از شركتها را مختل كند، مگر آنكه ميزان توليد و افزايش درآمد به همان نسبت بالا برود. خانواده هايي كه دو منبع درآمد دارند، مي توانند گهگاه بيرون از منزل غذا بخورند، هر از چند گاهي به تعطيلات كوتاه مدت بروند، در حد توان مالي خود خودرو يا كالايي از اين دست بخرند. آنها احساس مي كنند كه شايستگي استفاده از امكانات صرفه جويي كننده در وقت و نيز برخورداري از امكانات بهتري را دارند. اين طرز فكر به گسترش سريع كالاهاي مصرفي، خدمات و امكانات تفريحي و مسافرتي منجر مي شود. همچنين مردم به خوداشتغالي تشويق شده و به صف طرفداران كارآفريني مي پيوندند؛ چرا كه حقوق يكي از اعضاي خانواده مي  تواند گره گشاي مشكلات مالي بوده و ساير اعضاي خانواده به تلاش براي راه اندازي يك كسب و كار جديد بپردازند.
16. تاثير عميق نسلهاي ايكس و دات كام در شكل گيري آينده
* اعضاي نسل ايكس، در حال حاضر دهه30 عمر خود را سپري مي كنند و نسل دات كام كه20 تا 30 ساله هستند، بيش از آنكه به والدين خود شبيه باشند، با هم سن و سالان خود در سراسر دنيا شباهت دارند.
* به طور تقريبي 50 ميليون نفر در اروپا در گروه سني بين 15 تا 24 سال و 30 ميليون نفر در گروه سني 25 تا 29 سال هستند. بدين ترتيب رده سني زير 30 سال نماينده 22 درصد از جمعيت كشورهاي اروپايي است.
* رده هاي سني زير 20 سال مدت زمان بيشتري را در مدرسه سپري مي كنند و ديرتر از نسلهاي قبلي وارد بازار كار مي شوند.
* نسل ايكس به دليل استقبال از كارآفريني به نسلE1، مشهور شده اند. آنها در هر كجاي اين كره خاكي كه باشند، با آهنگي بي سابقه زمينه هاي تجاري جديدي را آغاز مي كنند.
* نسل جوان تر دات كام نشان مي دهد كه "كسب و كار محور" تر است؛ و جز به سرانجام كار به چيز ديگري نمي انديشد. اين نسل دو برابر ترجيح مي دهد كه خود صاحب كسب و كار مستقل باشد, تا اينكه مدير ارشد اين يا آن شركت باشد و بيش از 5 برابر ترجيح مي دهد كه به جاي احراز پستهاي كليدي سياسي يا دولتي، داراي يك كسب و كار شخصي باشد.
* بسياري از اعضاي نسل ايكس از لحاظ اقتصادي محافظه كار هستند، به طور متوسط پس انداز را از سنين جواني و بسيار زودتر از والدين خود آغاز مي كنند تا بتوانند در برابر مشكلات و ناملايمات پيش بيني نشده از خود محافظت كنند. زمان به سود نسلهاي ايكس و دات كام است.
اشارات:
كارفرمايان ناچارند سياستها و اقدامات خود را با ارزشهاي نسل جديد و متفاوت سازگار كنند. يافتن شيوه هاي جديد براي ايجاد انگيزه و تشويق جوانان، بخشي از اين سازگاري است. نسلهاي ايكس و دات كام در نتيجه چالشها، فرصتها و يادگيري از آنها و به طور كلي هر آنچه كه آنها را براي حركت شغلي آتي شان آماده مي كند، مي بالند و بزرگ مي شوند. پول تنها آغازگر آن چيزي است كه انتظارش را مي كشند. براي اين نسلها، يادگيري مادام العمر ، مفهوم جديدي نيست و به باور آنها اين نوع يادگيري شيوه معمول زندگي است. شركتهايي كه قادر به تامين دوره هاي آموزشي متنوع و كارآمد باشند، نسبت به ساير رقبا كه فرصتهاي كمتري براي ارتقاي مهارتها و دانش كاركنان ايجاد مي كنند، در جذب نيرو موفق ترند. نسلهاي ايكس و دات كام به خوبي براي كاركردن در دنياي فنّاوري برتر تجهيز شده اند؛ با اين وجود دغدغه اي نسبت به نيازهاي كارفرمايان خود ندارند! تمايل شديد آنها به اينكه كارها را مطابق ميل و سليقه خودشان انجام دهند، نبايد از نظر هيچ مديري دور بماند. اين نسلها چه مشتري باشند و چه كارمند، بيش از پيش نياز به ارتباطات راه دور و تعاملات "شبكه بنيان" دارند.
17. تبديل زمان به ارزشمندترين كالا درسراسر دنيا
* رايانه ها، مخابرات، اينترنت و ساير فنّاوري ها، لحظه به لحظه بر رقابت پذيري اقتصادهاي جهاني و ملي مي افزايد.
* در ايالات متحده، كاركنان نسبت به دهه قبل، 10 درصد بيشتر وقت صرف فعاليتهاي حرفه اي خود مي كنند. در كشورهاي اروپايي نيز مديران و كاركنان غير متشكل در اتحاديه ها، با همين روند روبرو هستند.
* در اين محيط پر تنش، خانواده هايي با يك نان آور و خانواده هايي كه در آنها زن و شوهر هر دو شاغل هستند، اشتياق فزاينده اي به خريد محصولات جديد و كالاهاي تجملي نشان مي دهند.
اشارات:
مسائل تنش آفرين كه روحيه و سلامت كاركنان را تهديد مي كنند، روندي افزايشي دارند. سازمانها بايد به كاركنان خود كمك كنند، تا ميان كار، زندگي خانوادگي و تفريح خود تعادل برقرار كنند. زمان لازم براي خريد مايحتاج زندگي رو به كاهش است. صاحبان فروشگاه هايي كه براي عرضه كالاهاي خود از اينترنت و پست الكترونيكي بهره مي گيرند، در مقايسه با فروشگاههاي معمولي، به سود و منافع بيشتري دست مي يابند

روندهاي مديريت

 فصل 3

۱۸. گسترش روزافزون شركتهاي كوچك كارآفرين
* نيروي كار زير 30 سال ترجيح مي دهد به جاي طي كردن مراتب پيشرفت شغلي در اين يا آن سازمان، خود به ايجاد يك كسب و كار مستقل بپردازد. در حال حاضر نزديك به 10 درصد جوانان مي كوشند تا كسب وكارهاي دلخواه خود را آغاز كنند. اين رقم در مقايسه با جوانان نسلهاي قبل سه برابر افزايش يافته است.
* عدم اعتماد به سازمانهاي بزرگ روز به روز در حال افزايش است. بسياري بر اين باورند كه مشاغل امروزي در عصر دگرگونيهاي سريع فنّاوري، نمي توانند آينده اقتصادي مطلوبي را تضمين كنند. برخي از شركتهاي تازه پا در دره سيليكون آمريكا كه صاحبان خود را "يك شبه" ميلياردر كرده اند، نقش موثري در تغيير اين ارزشها بازي كرده اند. به نظر مي رسد كه اين نگرش با شكست شركتهاي "دات كام" اندكي تعديل شده است.
* بر اساس گزارش مركز آمار وزارت كار آمريكا، تعداد افراد خوداشتغال در اين كشور تا سال 2006 به 2/10 ميليون نفر خواهد رسيد. با وجود اين شركت فوركستينگ اينترنشنال اعتقاد دارد كه اين رقم بسيار پايين است و بايد انتظار داشت تعداد شهروندان خوداشتغال در اين كشور تا سال 2006، به 12 ميليون نفر برسد.
* تعداد زنان كارآفرين كه اقدام به تاسيس شركتهاي كوچك مي كنند، روز به روز در حال افزايش است. بسياري از زنان مشاغل جاري خود را براي بازگشت به خانه، كنار مي گذارند و در حين رسيدگي به امور خانواده، شركتهاي كوچك را نيز اداره مي كنند.
* از دهه 1970 شركتهاي كوچك كه توسط كارآفرينان مستقل راه اندازي شده بودند، بخش گسترده اي از مشاغل جديد را ايجاد كردند. در اين دهه اغلب سازمانهاي بزرگ استخدام كاركنان جديد را متوقف كردند. در سال 1995 شركتهاي كوچك يك ميليون فرصت شغلي جديد و تمام وقت ايجاد نمودند. اين رقم در مقايسه با فرصتهاي شغلي ايجاد شده توسط سازمانهاي بزرگ كه به زحمت به 000/100 مي رسد، رقم قابل ملاحظه اي است.
* تا سال 2005، 80 درصد نيروي كار در شركتهايي با كمتر از 200 كارمند، مشغول به كار خواهد بود.
اشارات:
روند خوداشتغالي همچنان ادامه خواهد يافت؛ زيرا همه شركتها در كنار پرداختن به فعاليت تجاري خود، نياز به خدمات جديد ساير شركتها دارند تا از عهده مشكلات روزمره خود برآيند. شناسه ها و ارزشهاي دو نسل ايكس و دات كام همراه با پيشرفتهاي سريع در عرصه فنّاوري كه منجر به خلق فرصتهاي كسب و كاري جــديــد مي شوند، اين
روند را به پيش مي رانند.
دست كم تا بيست سال آينده، كسب و كارهاي كوچك و تخصصي فعاليتهاي خود را از طريق اينترنت انجام خواهند داد.
19. جايگزين شدن الگوهاي سنتي كنترل و مديريت با سازمانهاي " اطلاعات بنيان"
* كسب و كارهاي بزرگ در تلاشند تا شكل تازه اي به خود بگيرند. ديري نمي پايد كه كاركنان اين شركتها را افراد متخصصي تشكيل مي دهند كه براي پيشبرد فعاليتهاي خود به اطلاعات همكاران، مشتريان و مديران خود متكي خواهند بود.
* سبكهاي مديريتي دستخوش تحول و دگرگوني خواهد شد. مديران ارشد مي آموزند تا در بيشتر زمينه ها با كاركنان متخصص خود مشورت كنند. از سوي ديگر كاركناني كه با تكيه بر اطلاعات روزافزون خود، در تصميم گيريهاي مهم شركت مي كنند، به توانمنديهاي جديدي دست مي يابند.
* سازمانهاي اطلاعات بنيان نيازمند نيروهاي متخصص بيشتري هستند؛ متخصصاني كه تخصص خود را نه به دليل مديريت، بلكه در اثر كار و تجربه به دست آورده اند. متخصصان تحقيق و توسعه، ساخت و توليد، و بازاريابي در همه مراحل توسعه محصول در قالب يك گروه چندرشته اي با يكديگر كار مي كنند و هيچ مرحله اي از فعاليتها به طور جداگانه و بدون توجه به ساير مراحل انجام نمي شود.
* مديران ارشد دست از كارهاي "خرده مديريتي" مي كشند و در جزئيات كار كاركنان خود اعمال نظر و مداخله نمي كنند. آنها انتظارات كلي خود را از عملكرد سازمان، بخشهاي مختلف آن و متخصصان هر بخش تبيين و شفاف مي كنند و سپس با دريافت بازخوردهاي لازم، ميزان دستيابي به نتايج مورد انتظار خود را ارزيابي مي كنند.
اشارات:
اين روندي مستمر و مسبوق به سابقه است. بسياري از سازمانهاي بزرگ دگرگونيهاي چندي در فعاليتهاي خود ايجاد كرده اند, تا بيش از پيش بر انعطاف پذيري خود بيافزايند. با اين وجود هنوز بسياري از شركتها، راهي طولاني در پيش دارند. روند "كوچك سازي" از صنايع توليدي فراتر رفته و به سمت اقتصاد خدماتي گسترش يافته است. اين فرآيند ديگر بار باعث گسترش و ارتقاي كارآفريني مي شود. اين روند نه تنها براي شركتهايي كه اقلام فرعي خود را از منابع خارجي تامين مي كنند، بلكه براي اشتغال كاركناني كه كار خود را از دست داده اند, نيز مفيد است. بر اثر فرآيند كوچك سازي، سازمانها بسياري از كاركنان باسابقه و مجرب خود را از دست داده اند. در نتيجه از وجود "حافظه سازماني " بي نصيب شده اند!
شركت ها اقدام به " جوان سازي " نيروي كار كرده اند و نيروهاي جواني را به كار گرفته اند كه سختيهاي دوران ركود سال 2000 را تجربه نكرده اند. بسياري از شركتها براي سازگاري با شرايط جديد و استفاده از تجربه كاركنان قديمي، آنها را ديگر بار استخدام مي كنند.
20 . كاهش سطوح مديريت در سازمانهاي بزرگ
* سطوح مديريت در سازمانهاي بزرگ در سال 2002 نسبت به سال 1999 كاهش يافته است و تعداد مديران نيز به يك سوم رسيده است.
* با كمك رايانه ها و سامانه  هاي اطلاعات مديريت، هر مدير مي تواند به جاي 6 نفر، 31 نفر را به طور موثر كنترل كند. در حال حاضر اطلاعات از پايين به بالا در جريان است ( برخلاف گذشته كه اطلاعات از رده هاي بالا به سمت پايين جاري مي شد ).
* با توجه به كاهش نياز شركتها به مديران مياني، هرم مديريتي شركتها روز به روز هموارتر مي شود (سازمانها به سمت ساختارهاي افقي تر حركت مي كنند )
* كوچك سازي، تجديد ساختار, استفاده از منابع برون سازماني و كاهش تعداد مديران مياني تا پايان سال 2006 همچنان ادامه خواهد يافت.
* فرصتهاي لازم براي ارتقاي شغلي به سطوح بالاي سازمان انگشت شمار خواهد شد، چرا كه ارتقاي شغلي تنها به حوزه هاي تخصصي محدود خواهد بود. در سال 2001، از هر 50 نفر 1 نفر به مراتب بالاي سازماني ارتقا مي يافت، حال آنكه اين رقم درسال 1987، 1 نفر به ازاي هر 20 نفر بود.
* سازمانهاي اطلاعات بنيان بايد مجدانه بكوشند تا متخصصان ماهر و باتجربه خود را براي ارتقا به سطوح مديريت ارشد و رهبري سازمان آماده نمايند.
اشارات:
مديران ارشد براي حفظ جايگاه شغلي خود بايد دانش خود را در زمينه كار با رايانه به عاليترين حد ممكن برسانند و اطمينان حاصل كنند كه با استفاده از امكاناتي كه رايانه ها در اختيارشان مي گذارند، به خوبي مي توانند از عهده وظايف كنترلي خود برآيند.
يافتن مديران ارشد با دامنه تجربيات وسيع، كه لازمه مديريت يك شركت تجاري بزرگ است، بسيار دشوار شده است. همراه با افزايش تقاضا براي نيروي كار متخصص، اين امر به مراتب دشوارتر مي شود. مديران اجرايي براي پيشرفت حرفه اي خود، بيش از آنكه مشتاق طي كردن سلسله مراتب سازماني باشند، در صدد راه اندازي شركتهاي جديد و مستقل بر مي آيند.
21 . هدر رفتن بخش عظيمي از وقت و انرژي مديران براي عمل به مقررات دولتي
* از سال 1996 تاكنون، يعني از زماني كه كنگره آمريكا قوانين مربوط به اصلاح مقررات دولتي را به تصويب رساند, بيش از 14000 قانون جديد وضع شده است! در طول اين مدت حتي يك مورد از طرحها و لوايح قانوني پيشنهاد شده به كنگره رد نشد. حجم اطلاعات منتشر شده از سوي سازمان ثبت اسناد فدرال در مورد طرحها و لوايح پيشنهادي و تصويب شده در سال 1998، نسبت به ميزان مشابه خود در 10 سال قبل 50 درصد افزايش داشت و جمعاً به 000/50 صفحه رسيد.
* اين روند تنها ويژه آمريكا نيست. كاركنان اتحاديه اروپايي در بروكسل با سرعت هر چه تمامتر در حال وضع و تصويب مقررات جديد هستند. هدف آنها اين است كه يك ساختار قانوني استاندارد را در تمام نظام ملي كشورهاي عضو اتحاديه ايجاد كنند.
اشارات:
ترديدي نيست كه قوانين و مقررات بايد وجود داشته باشند، اما گاه باعث ايجاد كشمكش و تنش مي شوند ، در حالي كه بايد تسهيل كننده وتسريع كننده باشند، خود به يك ترمز تجاري براي رشد اقتصادي تبديل مي شوند.
از سوي ديگر افزايش قوانين و مقررات در كشورهاي پيشرفته مي تواند مزيت رقابتي ويژه اي براي كشورهايي چون هندوستان و چين بيافريند. در اين كشورها روند "مقررات زدايي" از سرمايه گذاري خارجي و گردش سرمايه به سرعت در حال پيشرفت است و اين در حالي است كه وضعيت بهداشت، امنيت شغلي و برنامه هاي زيست محيطي آنها همچنان ابتدايي و پيش پا افتاده است، يا اصلا وجود ندارد. وضعيت نامطلوب كشورهايي نظير روسيه، تا زماني كه قوانين و مقررات لازم براي ايجاد و تضمين يك محيط تجاري باثبات عاري از تشنج را وضع نكنند، به همين منوال باقي خواهد ماند.