حامد سروری

سرپرست مرکز آينده پژوهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران

بخش اول: مقدمه

الف) تاريخچه:

براي آينده نگري نمي توان تاريخچه اي تعيين کرد چرا که انسان را بايد موجودي آينده جو دانست. هر رفتار هدفمند ما بر اساس تصورمان از آينده و به قصد ساختن فردايي بهتر صورت مي گيرد. ما دائما آينده دور و نزديک خود را پيش بيني مي کنيم و براي آن نقشه مي کشيم. ظاهرا همين تمايل ذاتي آدميان به کشف فرداي نامعلوم خود سبب شده تا بازار پيشگويي و ستاره شناسي و رمالي از هزاران سال پيش تا کنون اين چنين داغ باشد. آينده نگري در طي هزاران سال تمدن بشري، اشکال مختلفي به خود ديده است. بابليان و ايرانيان با انگيزه پيشگويي نجومي،دانش ستاره شناسي را گسترش دادند و مردم يونان براي آگاهي از آينده خود به سروش معبد دلفي مراجعه مي کردند.در واقع اديان مختلف خصوصا اديان الهي نيز براي تضمين آينده بهتر انسان ها در دنيا و آخرت ظهور کردند.

دسته اي از فيلسوفان اروپايي در قرون جديد به اين فکر افتادند که از طريق کشف قوانين کلان جامعه و تاريخ، وقايع آينده را پيش بيني کنند.اين فکر زماني به ذهن برخي فيلسوفان اروپايي خطور کرد که کشف قوانين طبيعت، دانشمندان را به پيش بيني هاي دقيق علمي قادر ساخته بود.اين فيلسوفان،انسان را در برابر قوانين تحميلي تاريخ تسليم و ناگزير قلمداد مي کردند. در اواخر قرن نوزدهم مشخص شد که قوانين اجتماعي را نمي توان به راحتي کشف نمود و براي همين پيش بيني آيندة جوامع،بسيار دشوارتر از چيزي است که آن ها تاکنون تصور مي کردند.در قرن بيستم مطالعاتِ معطوف به کشف آينده شکل علمي و دقيق تري به خود گرفت و فرض هاي نادرست قرن نوزدهم مبني بر مقدر بودن آينده را کنار نهاد و به تدريج زمينه براي شکل گيري مطالعات آينده پژوهي فراهم گشت.

آينده پژوهي به معناي دقيق خود عملا از ميانه قرن بيستم ظهور نمود. مطالعه قاعده مند، تحليلي و روشمند آينده پس از جنگ دوم جهاني پا به عرصه نهاد.سرعت و پيچيدگي تحولات اجتماعي و فناوري انگيزه اصلي تاسيس اين رشته جديد را تشکيل مي داد. شايد بتوان «انديشکده رند» وابسته به وزارت دفاع آمريکا را از نخستين مراکز آينده پژوهي جهان به شمار آورد.کاپلان،رشر،دالکي و گوردون در اين موسسه به مطالعه آينده بر اساس پيش بيني پرداختند.(1).بسياري از فنون پيش بيني و روش هاي آينده پژوهي را انديشمندان اين مرکز به دنيا عرضه نمودند. در فرانسه نيز موسساتي به منظور مطالعه آينده تاسيس شد و به تدريج اين رشته در سراسر دنيا مورد توجه قرار گرفت. فدراسيون جهاني آينده پژوهي از مراکز مهم در اين زمينه بشمار مي آيد.اين فدراسيون اولين کنفرانس بين المللي آينده پژوهي را در سال 1967 در اسلو برگزار کرد و در همين سال، باشگاه رم توسط اليور پيسي و همکارانش بنا شد که از دهه 70 ميلادي به عنوان يکي از با نفوذترين مراکز آينده پژوهي دنيا شناخت شد.(2)در دهه هاي 70و80 ميلادي آينده پژوهان بزرگي همچون «آلوين تافلر» و «جان نايسبيت» ظهور کردند و کتاب هاي پرفروش تافلر با عناوين «شوک آينده» و «موج سوم» با اقبال جهاني مواجه گشت و «پل کندي» نيز موفق شد کتاب تاثيرگذار و پرفروش «جهان در سال 2020» را به رشته تحرير درآورد.روند توسعه مطالعات آينده و اقبال مردم،محققان،سازمان هاي دولتي و بنگاه هاي اقتصادي به اين زمينه نوظهور، روز به روز گسترش مي يابد و مورد اقبال دانشگاهيان قرار می گيرد، به گونه ای که  به گفته «جيم ديتور» بي ترديد آينده پژوهي را بايد يک رشته پژوهشي دانست.(3)

ب) ضرورت آينده پژوهي:

همان طور که اشاره شد انسان تمايلي ذاتي به کشف آينده و ساختن آن دارد. اين تمايل از حس کنجکاوي و نگراني از سرنوشت ريشه مي گيرد.آينده نگري پايه اصلي هر گونه برنامه ريزي به شمار می رود. با اين وجود دوران جديد ويژگي هايي دارد که مطالعه قاعده مند آينده را بيش از پيش اجتناب ناپذير مي سازد.برخي از اين عوامل عبارتند از:

1- افزايش پيچيدگي و شتاب گرفتن تحولات: هاكسلي زيست شناس بزرگ مي گويد كه انجام اختراعات و اصلاحات مهم در اوايل دوران ديرين سنگ 50هزار سال طول مي كشيد و با شروع تمدن يكجا نشيني واحد تغيير به يك قرن كاهش يافت. هاکسلی اعتقاد دارد که در سه قرن اخير شمارش سرعت تغيير از توان شمارندگان خارج شده است.(4) فناوري يکي از عوامل اصلي شتاب گرفتن شئون مختلف زندگي بشر بشمار مي رود.به تعبير تافلر،جريان نوآوري فناوري سه مرحله دارد که اين مراحل به شکلي زنجيره وار به يکديگر اتصال مي يابند.ايده اي نوين در باره يک فناوري جديد از ذهني خلاق و پويا تراوش مي کند.اين ايده پس از تحقق عيني،کاربرد عملي پيدا مي کند و در مرحله آخر به سرعت منتشر مي گردد.آن چه که سرعت نوآوري در فناوري را افزايش مي دهد زايش ايده هاي جديد پس از انتشار يک فناوري است چرا که انتشار هر فناوري جديد منبع الهامي است براي انديشه هاي خلاق.(5)طراحی،ساخت و انتشار رايانه ها به خودی خود سبب زايش طيف وسيعی از فناوری های سخت و نرم گشته است و در نهايت ظهور شبکه جهانی اينترنت تحولی در زمينه نوآوری و ابداع فناوری های نوين ايجاد نموده است. به گفته تافلر،تا دهه دوم قرن بيستم،ميانگين طول مدتي که يک فناوري جديد معرفي مي شد و به توليد انبوه مي رسيد سي و چهار سال بود.اين فاصله تا نيمه قرن به هشت سال رسيد و هم اکنون اين فاصله به حداقل خود رسيده است.(6) به همين منوال پيچيدگي ها نيز به سرعت افزايش مي يابد چرا که ابداعات و نوآوري ها خود الهام بخش ايده هايي پيچيده تر مي گردند.برای نمونه در حالی که يک شرکت تجاری بر روی يک فناوری خاص همچون رايانه های بزرگ سرمايه گذاری می کند،ظهور يک فناوری نوين همچون تحول تراشه های کوچک و در نهايت ظهور رايانه های شخصی تمام سرمايه آن شرکت را بر باد می دهد.در چنين شرايطي فضاي عدم قطعيت بر آينده سايه مي افکند و اگر براي مواجهه با آيندة مشحون از عدم قطعيت ها آماده نشويم،تسليم مقدرات آينده خواهيم شد.

2- افزايش رقابتبا توجه به تحولات شتابان عصر حاضر،مسئله رقابت پذيري براي تصميم سازان امري اجتناب ناپذير است چرا که در غير اين صورت موسسه و نهاد مزبور از گردونه رقابت خارج خواهد شد.به همين دليل موسساتي که به شکل علمي دنياي آينده را مطالعه مي کنند به موفقيت هاي بيشتري نائل مي گردند.شرکت نفتي شل چنان که در آينده خواهيم گفت با استفاده از مطالعه روشمند آينده توانست چالش ناشي از شوک نفتي دهه هفتاد ميلادي را به فرصت تبديل نمايد.مسئله ديگر اين است که آينده پژوهي نه تنها به کشف آينده مي پردازد بلکه خود در ساختن آن سهمي دارد به اين ترتيب که ايده هاي آينده پژوهان مبناي عمل سياست مداران،روساي شرکت ها و موسسات دولتي و خصوصي قرار مي گيرد. در جهان كنوني بنگاه هاي اقتصادي،سازمان ها و نهادهاي حكومتي به شكل فزاينده اي به مطالعه روشمند آينده روي آورده اند.در چنين شرايطي غفلت از آينده نگري عرصه را براي پيشي گرفتن رقباي دورانديش تر باز مي كند.براي مثال اگر يك شركت اقتصادي از آينده نگري روشمند غفلت ورزد،عملا در مدار برنامه ريزي راهبردي شركت‌هاي اقتصادي رقيب گرفتار مي شود.اگر حكومتي چشم انداز مشخصي براي دهه هاي آتي خود نداشته باشد،در عرصه چشم انداز كشورهاي ديگرقرار مي گيرد. مهدي المانجرا آينده پژوه شهيرمسلمان يكي از ابعاد عقب ماندگي مسلمين را تسليم ايشان به آينده مي داند.عدم آينده نگري از منظر المانجرا چيزي نيست جز تسلط نداشتن بر سرنوشت خود.مسلمانان از آن جا كه كوركورانه و بدون تفكر، برسناريوها و مطالعات ديگران تكيه مي كنند عملا آينده خود را در مصادره بيگانگان قرار داده اند.(7)