مباني آينده پژوهي و پيشبينيهايي براي پانزده سال آينده
وحيد وحيدي مطلق، حسين صادق پور
آينده پژوهي دانشي بين رشته اي براي درک بهتر تغيير و آينده به شمار مي رود. افق برنامه ريزي چه در سطح بنگاهها و چه در سطح دولتها معمولا کوتاه مدت و حداکثر پنج ساله است. اما در زمانه اي که سرعت تغييرات بسيار زياد است، ملاحظه آينده هاي دورتر مثلا بيست، پنجاه و حتي صد سال آينده، مهم و ضروري به نظر مي رسد. آينده امري است که مي توانيم آنرا با اقدامات هدفمند خود طراحي کرده و به آن شکل ببخشيم. اين مقاله نخست نگاهي مختصر به ضرورت مطالعه آينده و تاريخچه آن انداخته و انواع نگرش هاي آينده پژوهي از نگرشهاي تقديري و مايوس گرفته تا منظر ساز و تکاملي را بررسي مي کند. همچنين اصطلاحات کليدي اين حوزه بين رشته اي همچون آينده هاي ممکن، آينده هاي متحمل و آينده هاي مرجح تعريف مي شوند. در بخش بعد موضوعات کلان و کليدي مطرح در آينده پژوهي مانند توسعه پايدار، روندهاي جمعيت ، تغذيه، انرژي، محيط زيست، و فناوري مطالعه مي شوند. دربخش پاياني پس از ارائه مختصر روش شناسي آينده پژوهي، سه سناريو که درسال 1999 دريکي از کارگاههاي آينده پژوهي براي 15 سال آينده تدوين شد، معرفي مي شوند.
مقدمه :
امروزه, تشبيه زمين به «فضاپيما» استعاره جالب و آشنايي است. اين تشبيه در ذهن آدمي, تصويري از ساكنان زمين را كه در فضا شناورند و براي حفظ و بقاي زندگي خود به يكديگر و به منابع محدود آن وابستهاند, مجسم ميكند. اما براي تكميل اين تشبيه, استعاره جالب ديگري نيز بايد ذكر نمود و آن عبارت است از تصوير زمين به مثابه «ماشين زمان» يعني حركت بيوقفه از زمان گذشته به سوي آينده. بنابر اين, انسانهاي روي زمين تنها فضانورد نيستند, بلكه زمان را هم در مينوردند. البته بليتهاي آنان در حركت زمانيشان يكسره است, و فقط ميتوانند رو به جلو و به سوي آينده پيش بروند!
تفكر درباره آينده براي كارها و اقدامات كنوني انسان امري ضروري است. واكنش بدون تفكر به آينده امكانپذير است, اما كنش امكانپذير نيست چرا كه عمل نياز به پيشبيني دارد. بدين ترتيب, تصويرهاي آينده (آرمانها, اهداف, مقاصد, اميدها, نگرانيها و آرزوها) پيشرانهاي اقدامات فعلي ما هستند.
بنابر اين آينده امري است كه مردم ميتوانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحي كرده و شكل دهند. مردم براي آنكه عاقلانه عمل كنند, بايستي نسبت به پيامدهاي اقدامات خود و ديگران آگاهي و شناخت كافي داشته باشند. همچنين واكنشهاي ديگران و نيروهايي را كه خارج از كنترل آنهاست بررسي کنند. اين پيامدها تنها در آينده خود را نشان ميدهد. بدين ترتيب, افراد نه تنها ميكوشند امور در حال وقوع را بفهمند، بلكه ميكوشند اموري را كه شايد اتفاق بيفتد يا بالقوه امكان وقوع دارد و يا تحت شرايط خاصي در آينده اتفاق خواهد افتاد, نيز بشناسند. افراد با استفاده از اين شناخت حدسي موقعيت كنوني خود را تشخيص داده, كارهايشان را دنبال كرده, از بستر زمان و فضاي مادي و اجتماعي ميگذرند.
چرا بايد آينده را مطالعه نمود؟
امروزه پيشرفتهاي فناوري بر سرعت تغييرات افزودهاند. افزايش وابستگي متقابل مردم و كشورها و همچنين تمركززدايي جوامع و سازمانهاي ملي, كه فناوري اطلاعات در رشد آنان بيتأثير نبوده است, همگي دست به دست هم دادهاند تا ساير حوزههاي زندگي ما را دگرگون سازند. پس از جنگ سرد، مرزهاي سياسي و اقتصادي ، سيستم ها و وابستگي بين کشورها دستخوش تغيير شد, چرا كه همه ميخواهند در عين حفظ هويت ملي, قومي و فرهنگي خود, بخشي از جامعه اقتصاد جهاني به شمار روند.
اگرچه امروزه خطر وقوع يك جنگ تمام عيارهستهاي بين آمريكا و شوروي سابق به شدت كاهش يافته, هنوز معضل تروريسم هستهاي به قوت خود باقي است و در كنار آن مسائلي همچون «توسعه پايدار» و «حفظ محيط زيست» رنگ و آب تازهاي به خود گرفتهاند. از اين رو ضروري است دولتها, بنگاهها, سازمانها و مردم مفهوم تغيير و آينده را بهتر درك كنند, چرا كه همه ما در دنيايي زندگي و كار خواهيم كرد كه از جهات مختلف و مهمي با آنچه امروزه ميبينيم, متفاوت خواهد بود. هنگاميكه مردم درك بهتري از تغيير به دست آورند, براي تاًثيرگذاري مثبت بر آيندهاي كه در حال تكوين است, فرصتهاي بيشتري خواهند داشت.
تاريخچه مختصر آينده پژوهي
اگر چه هميشه « آيندهپژوهاني» وجود داشتهاند كه به آينده و شيوههاي بهتر درك تغيير ميانديشدهاند, ولي زمان شكلگيري رشته « آينده پژوهي» كه ماهيتي به شدت «بين رشتهاي» دارد, در خلال جنگ جهاني دوم و دوران پس از آن بود.
گستره چشماندزها و نگرشهاي آيندهپژوهان
در رشته « آينده پژوهي» هميشه طيف بسيار گستردهاي از چشماندازها و نگرشها نمود داشتهاند چرا كه فعالان اين ح وزه, از رشتههاي بسيار متنوع و داراي پ يش زمينهها و علايق فكري متفاوت پا به اين عرصه گذاشتهاند. با اين وجود ميتوان چند مشخصه كلان را براي « آينده پژوهي» در نظر گرفت, به گونهاي كه در برگيرنده همه گرايشهاي فكري باشد.
• آيندهپژوهان تقديري و مايوس. اين دسته از آيندهپژوهان را به اين دليل مايوس و تقديري مينامند كه بر معضلات كنوني جهان كه راهحلهاي سادهاي ندارند ( مثلاً خطر جنگ هستهاي در دوران جنگ سرد, يا استمرار انفجار جمعيت, گرسنگي جهان, كاهش ذخاير سوختهاي فسيلي و ساير منابع تجديد ناپذير و حفاظت از محيط زيست و آلودگي آن ) پاي ميفشارند و روندهاي كنوني را به آينده تعميم مي دهند.
به عبارت ديگر معتقدند كه " اگر روندهاي كنوني تداوم يابند, آينده بسيار تيرهتر از امروز خواهد بود. "
البته نميتوان گفت كه آيندهپژوهان «مايوس» كاملاً بدبين هستند, چون اگر كسي كاملاً بدبين باشد هيچگاه حاضر نميشود همه عمر خود را به مطالعه تغيير و آينده اختصاص دهد. در واقع دليل عمده بزرگنمايي روندها و سناريوهاي منفي از سوي اينگونه آيندهپژوهان, هشدار به مردم در مورد خطرها و مشكلات پيشرو ميباشد. تا بدين ترتيب مردم را از وجود آنها مطلع سازد و آنان را وادارند تا از طريق تغيير سياستهاي كنوني خود, آيندهاي مطلوبتر را بيافرينند.
• آيندهپژوهاني كه سناريوهاي متفاوتي پيرامون آينده ارائه ميدهند. ديدگاه اينگونه آيندهپژوهان, از ديدگاههاي تقديري و مايوس گرفته, تا محتملترين و حتي مثبتترين نگرشهاي «منظرساز» را در برميگيرند.
• آيندهپژوهان خوش بين, منظرساز و تكاملي. اينها بيشتر به تصويرپردازي مثبت از آيندههاي مطلوب ميپردازند؛ ارزشهاي مطلوب و بنيادين را تبيين مينمايند؛ فعاليت گروههايي را كه مجدانه ميكوشند آيندهاي بهتر را بيافرينند, پي ميگيرند و با تفويض اختيار به مردم ثابت ميكنند كه ما همگي فرصت انتخاب داريم.
ويژگيهاي چشمانداز آيندهپژوهان
همانطور كه اشاره شد آيندهپژوهان داراي پ يش زمينهها, علايق فكري و چشماندازهاي مت ف اوتي هستند. با اين وجود، برخي از ويژگيها كه مورد وفاق اكثر آيندهپژوهان است, « آينده پژوهي» را به عنوان رشتهاي شاخـص از ديـگرحـوزههاي مطالعاتي متمايـز ميسـازد.
ويژگيهاي مذكور عبارتند از :
• تغيير, جرياني است كه هر روز سرعت بيشتري به خود ميگيرد,
• حوادث به يكديگر مربوطند . آنها را بايد در چارچوب سيستمهاي كلي بررسي نمود , و نبايد آنها را منفك از يكديگر دانست؛
• هنگام بررسي تغيير بايد ديدي جامعنگر و چشماندازي مبتني بر سيستمهاي كل داشت؛
• يكي از پيش فرضهاي آينده پژوهي اذعان به وجود گزينههاي متعدد آينده است؛
• تمايز بين آيندههاي ممكن, محتمل و مرجح به شرح زير :
• آينده ممكن : هر چيزي اعم از خوب يا بد, محتمل يا بعد, ميتواند در آينده رخ دهد.
• آيندههاي محتمل : آنچه به احتمال بسيار زياد در آينده به وقوع خواهد پيوست ( مبتني بر استمرار روندهاي کنوني در آينده ).
• آيندههاي مرجح : آنچه مطلوبترين و مرجحترين رويداد آينده به شمار ميرود.
• هدف : محتمل ساختن آيندههاي مرجح يا مطلوب است. بدين منظوربايد ازآنچـه که ميخـواهيـم بيـافرينيم تصـوير ي روشن و شـفاف در ذهن داشـته باشيـم ( به ويـژه از ارزشهايي كه ميخواهيم بر جوامع آينده حاكم باشند).
• هدف : توجه به آيندههاي ممكني است كه عليرغم ترديد در وقوعشان, تحقق برخي از آنها اثر بزرگي بر زندگي مردم ميگذارد.
6)تفهيم اين نكته به مردم كه هميشـه آنچه انجـام ميدهيم يا نميدهيـم, پيـامدها و عواقبي به دنبال دارد و اگر هميشه همـان كـاري را بكنيم كه پيشتر ميكـرديم در اين صورت هميشه آنچه را كه در گذشته به دست آورد ه ا يم, كسب خواهيم نمود؛
• توجه به نقش حياتي و مهم آرمانها, ارزشها و بينشهاي مثبت در آفرينش دنيايي بهتر؛
• تفويض اختيار به مردم براي انتخاب و عمل مسئولانه و آگاهانه. خلاصه اينكه همه ما در تغيير سهيم هستيم, هر چند كه بسيار كوچك باشد؛
• پذيرفتن اهميت برنامهريزي كوتاه مدت, ميان مدت, دراز مدت.
دورههاي زماني مطالعه آينده
مطالعه آينده در چارچوبهاي زماني گوناگوني صورت ميگيرد؛ يكي از اعضاي انجمن آينده جهان به تقسيمبندي زير معتقد است :
• آينده نزديك: حداكثر تا يكسال
• آينده كوتاه مدت: بين يك تا پنچ سال
• آينده دراز مدت: بين پنچ تا بيست سال
• آينده دراز مدت: بين بيست تا پنجاه سال
• آينده دور دست: بيش از پنجاه سال
بسياري ا ز مردم بنگاههاي كسب و كار و دولتها به هنگام برنامهريزي, حداكثر چهار الي پنج سال آينده را در نظر ميگيرند؛ سياستمداران تا انتخاب بعدي و بنگاههاي كسب و كار تا پنج سال آينده. اما در زمانهاي كه سرعت تغيير سرسامآور است, لحاظكردن آيندههاي دوربسيار مهم به نظر ميرسد. در واقع آنچه امروز انجام ميدهيم در آفرينش دنياي پنج تا بيست سال آينده تاًثير بسزايي دارد.به خاطر داشته باشيد كه عليرغم پيوستگي و ارتباط گذ ش ته, حال و آينده, تنها جايي رل كه ميتوان تغيير داد, همين امروز است.
ديدگاه سيستميو جامعنگر درباره جايگاه ما در جهاندر حالي كه اكثر مردم به ويژه در غرب, دنيا را همچون افراد و اشيا ء منفك از يكديگر ميبينند . چنين ديدگاهي بيشتر مشخصه دوران صنعتي و تفكر مبتني بر «فيزيك نيوتوني» است. در حاليکه آيند ه پژوه ان جهان را متشكل از اجزاء به هم پيوسته و دائماَ در حال تغيير ميدان ن د.
موضوعات كليدي مطرح در آينده پژوهي
آيندهپژوهان تقريباَ هر موضوعي را مطالعه ميكنند و با ميلي كه به رويكرد جامعنگر و سيستميدارند, روابط بين تغييرات حوزهاي از زندگي را با حوزههاي ديگر بررسي مي کنند . با اين وجود، برخي موضوعات نگاهها را به سمت خود معطوف داشتهاند. اين موضوعات كليدي عبارتند از :
مساًله بحرانهاي كلان جهاني؛ صلح, مناقشه و جنگ ؛ پايان برخورد غرب و شرق و جنگ سرد؛ نظام سازمان ملل متحد و حكومت بر جهان؛ روندهاي جهاني اقتصاد؛ روندهاي جهاني سياست؛ چندپارگي اجتماعي؛ بازآفريني اجتماعي و اثرات زيستمحيطي فناوريهاي نو؛ روندهاي آموزش و يادگيري؛ پارادايمهاي نوين علمي؛ تغيير پارادايمهاي فرهنگي و آداب و رسوم معنوي و مذهبي و روندهاي مربوط به آنها. اينك به شرح برخي از اين موضوعات ميپردازيم.
1) مساًله بحرانهاي كلان جهاني
اين مساًله در برگيرنده روابط بين مولفههاي زير است :
1-1) روندهاي جمعيت. جهان در سال 2015 ميلادي داراي جمعيتي بالغ بر 2/7 ميليارد نفر خواهد بود. نرخ رشد جمعيت جهان كه از 7/1 درصد در سال 1985 هر ساله كاهش داشته, و در حال حاضر به 3/1 درصد رسيده است؛ در سال 2015 به 1 درصد كاهش خواهد يافت.
افزايش اميد به زندگي و كاهش ميزان باروري در كشورهاي صنعتي موجب گرايش به سمت جمعيتي سالخورده با در آمدي بالا شده است. گذشته از اين, روندهاي جمعيتي به سرعت واگرا ميشوند. از طرفي 95 درصد رشد جمعيت در جهان مربوط به كشورهاي در حال توسعه است كه تقريباَ همه مناطق شهري را در برميگيرند.
• تا سال 2015 جمعيت هندوستان از 900 ميليون نفر به 2/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت؛ شايد جمعيت پاكستان نيز از 140 ميليون نفر كنوني به 195 ميليون نفر افزايش يابد.
• با افزايش ميزان ابتلا به بيماريايدز, بعضي از كشورهاي آفريقايي رشد كم جمعيت يا حتي كاهش جمعيت را عليرغم فزوني زاد و ولد تجربه ميكنند؛ به عنوان مثال در آفريقايجنوبي بر طبق برنامهريزي, جمعيت از 4/43 ميليون نفر در سال 2000به 7/38 ميليون نفر در سال 2015 كاهش خواهد يافت. روسيه و كشورهاي اروپاي شرقي نيز جمعيت خود را كاهش ميدهند. احتمال دارد كه در نتيجه افزايش مرگ و مير و كاهش زاد و ولد, جمعيت روسيه از 140 ميليون نفر فعلي به 130 تا 135 ميليون نفر در سال 2015 كاهش يابد, و اين در حالي است كه كشورهاي همسايه آسياي مركزي روند رو به رشد جمعيت را دنبال ميكنند. جمعيت ژاپن و كشورهاي اروپاي غربي نظير اسپانيا, به علت عدم افزايش قابل ملاحظه در ميزان زاد و ولد و همچنين مهاجرت كاهش خواهد يافت.
• آمريكاي شمالي, استراليا و زلاندنو ـ كه همواره كشورهاي مورد توجه مهاجران بودهاند ـ با رشد جمعيت سالانهاي در حدود 7/0 تا 1 درصد بيشترين ميزان رشد جمعيت را در ميان كشورهاي صنعتي خواهند داشت.
2-1) غذا. با پيشرفت فناوريهاي كشاورزي, توليد غله و مواد اوليه غذايي در سال 2015, براي تغذيه جمعيت جهان كافي به نظر ميرسد. عليرغم وجود غذاي كافي, مشكلاتي نظير توزيع و قابل دسترس بودن اين مواد همچنان به قوت خود باقي است.
• تعداد افرادي كه در 15 سال آينده در كشورهاي جنوب صحراي آفريقا- كشورهايي كه با جنگهاي داخلي روبرو هستند ـ دچار سوء تغديه ميشوند 20 در صد افزايش مييابند.
• درحال حاضر قحطي هنوز هم در كشورهايي همچون سومالي ( در اوايل دهه 1990 ) و كره شمالي ( در دهه اخير ) به دليل اينكه دولتهايي سركوبگر داشته و يا داراي جنگهاي داخلي و بلاياي طبيعي هميشگي ميباشند ، مشاهده ميگردد.
استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتيکي , امكان برآوردهسازي نيازهاي غذايي مردم در كشورهاي رو به توسعه را افزايش داده است. با اين همه اختلافات سياسي بين كشورهاي اتحاديه اروپا و محدوده كوچكي از ايالات متحده آمريکا چشماندازهاي كاربرد اين فناوري را با مشكل مواجه ساخته است.
3-1) منابع انرژي. اقتصاد جهاني تا سال 2015 به سمت افزايش راندمان انرژي پيش ميرود.
صنايعي همچون حمل و نقل, در استفاده از انرژي كارآمدتر ميشوند. علاوه بر اين, رشد اقتصادي بخش خدماتي و دانش بنيا ن نسبت به ساير فعاليتهاي اقتصادي وابستگي كمتري به مصرف انرژي دارند. توليد انرژي نيز پربازده ميشود. فناوري هاي پيشرفته , مخصوصاً به منظور اكتشاف و توليد در اعماق دريا, توانايي اكتشاف نفت در مناطق دور افتاده را فراهم ميآورد. حفظ رشد اقتصاد جهاني به همراه افزايش جمعيت, حدود 50 درصد افزايش تقاضاي انرژي را در 15 سال آينده در برميگيرد. تقاضاي نفت كه در سال 2000 حدود 75 ميليون بشكه بود به 100 ميليون بشكه در سال 2015 افزايش مييابد؛ يعني افزايشي بهاندازه توليد فعلي اپك. در 15 سال آينده، مصرف گاز طبيعي از هر منبع انرژي ديگري بيشتر خواهد بود . اين واقعيت كه اساساًَ به رشد 300 درصدي مصرف گاز در آسيا بر ميگردد. به جاي آمريكاي شمالي كه اكنون در مصرف انرژي پيشتاز است آسيا بيشترين تقاضا را در آينده خواهد داشت و بيش از نيمياز افزايش تقاضاي انرژي جهان را به خود اختصاص خواهد داد.
• چين و بخش كوچكي از هند مصرف انرژي زيادي خواهند داشت، و تا سال 2015 فقط يك سوم نفت خليج فارس مستقيماَ به سوي بازارهاي غربي سرازير ميشود در حالي كه سه چهارم ديگر آن به سوي بازارهاي آسيا روانه ميشود.
عليرغم افزايش نگرانكننده گرماي زمين سوخت فسيلي به عنوان انرژي برتر باقي ميماند. راندمان باتـريهاي خورشـيدي بهبـودمـييابـد، مهندسـي ژنتيك شانـس اسـتفاده گسترده از اتانل را افـزايش مـيدهد و هيـدراتها نيـز بيش از پيش بـه عنوان سوخت مصرف ميشوند. استفاده انرژي هستهاي همچنان در سطح كنوني باقي ميماند. ارضاء تقاضاي روبه رشد انرژي ، نه چالش بزرگي براي تامين انرژي خواهد بود و نه با عث افزايش شديد قيمتها ميشود.
بر طبق برآوردها تقاضاي نفت به طور كلي و پيوسته ادامه مييابد چرا كه پيشرفتهاي استراتژيك در مناطق دوردست استخراج نفت را مهيا ساخته و توليد را كارآمدتر ميسازد. اكتشافات اخير نشان ميدهد كه 80 درصد نفت و 95 درصد گاز طبيعي جهان هنوز در زير زمين قراردارد.
• منطقه خليج فارس (البته در نبود جنگ مهمي) ظرفيت توليد نفت خود را به حداكثر ميرساند و ارزش بازار جهاني اين محصول را افزايش ميدهد. مناطق ديگر جهان مثل روسيه, كشورهاي ساحل غربي آفريقا و گرينلند نقش مهم خود را در بازارهاي جهاني انرژي افزايش ميدهند. روسيه و كشورهاي خاورميانه داراي سه چهارم ذخاير گاز شناخته شده جهاني ميباشند.
• كشورهاي آمريكاي لاتين علي الخصوص ونزوئلا, مكزيك و برزيل بيش از 117 ميليارد بشكه منابع نفتي دارند و احتمالاَ 114 ميليارد بشكه نيز هنوز كشف نشده است. با مشاركت كشورهاي ديگر نفت توليدي كشورهاي آمريكاي لاتين از 9 ميليون بشكه در روز به 14 ميليون بشكه افزيش مييابد.
• بهرهبرداري از ميادين نفتي و گازي درياي خزر تا سال 2015 تحت نظارت شديد ميباشد. مسيرهاي حمل نقل جديد صادرات نفت و گاز درياي خزر از روسيه عبور نميكنند.
كشورهاي توليدكننده نفت قصد دارند با اعمال فشار بر بازار, روند افزايش قيمتها را ادمه دهند ؛ با اين حال رسيدن به قيمتهاي بالا دور از انتظار است. تا سال 2015 بازارهاي جهاني انرژي به دو نيمكره تقسيم ميشوند. كشورهاي آسيايي نياز انرژي خود را از خليحفارس ، آسياي مركزي و روسيه تامين ميك ن ند و كشورهاي اروپايي و كلاَ نيمكره جنوبي به حوزههاي نفتخيز آتلانتيك وابسته ميشوند.
4ـ1 ) محيط زيست . تا 15 سال آينده مسائل زيست محيطي به شكل كنوني باقي مانده و در برخي موارد تشديد مي شوند . با افزايش استفاده از زمينهاي باير، زمينهاي قابل كشت همچون جنگلهاي استوايي از بين ميروند. ب ر اساس پيش بيني ها ، انتشار گاز گلخانهاي در آينده افزايش مييابد. كاهش جنگلهاي استوايي و ديگر زيستگاههاي گونهاي ارزشمندي همچون مردابها و صخرههاي مرجاني، موجب نابودي گونههاي بيولوژيكي فراواني ميشوند.
• در بعضي از كشورها و مخصوصاَ كشورهاي توسعه يافته ، مسائل زيستمحيطي ، مسائلي كلي به شمار ميروند. در اين كشورها توافق نامههائي کلي درباره مسائل زيستمحيطي به دست آمده ، اما پيشرفت در اين زمينه يكسان نميباشد. احتمال مي رود تا سال 2015 مسائل زيستمحيطي نظير شکاف لايه اوزون ، وجود مواد شيميايي سميدر هوا و آلودگي رودخانهها و درياچهها موجب خسارت صنعتي و كشاورزي شود .
• كشورهاي توسعه يافته مسائل زيستمحيطي را كنترل ميكنند ، بعيد به نظر ميرسد كه چنين مسائلي بتوانند چالش عمدهاي را در رشد اقتصادي يا بهبود استانداردهاي مربوط به سلامتي مردم پديد آورند.
• در كشورهاي رو به توسعه ، رشد جمعيت ، توسعه اقتصادي و شهري شدن سريع، خطر افزايش مسائل زيستمحيطي را به همراه خواهد داشت. با افزايش تعداد شهرها، مشكلاتي جدي در زمينه آب و هوا بوجود مي آ يند كه در حال حاضر نيز در شهرهائي همچون مكزيكوسيتي، سنپائلو، لاگوس و پكن ميتوان آنها را مشاهده نمود.
• روسيه و اكراين بايد با مشكلاتي كه از دهههاي قبل داشتهاند همچون آلودگي گسترده راديو اكتيو ناشي از كه از مديريت نادرست ت اسيسات هستهاي دست و پنجه نرم كنند. اين كشورها بايد در حالي به رشد اقتصادي خود ادامه دهند كه به دليل نبود منابع کافي از حل مسائل زيست محيطي عاجزند.
• بعضي از كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي نيز بامشكلات مشابهي كه ميراث جنگ سرد است ، مواجهند .با اين وجود آنها تمايل به عضويت در اتحاديه اروپا دارند. اين كشورها در پرداختن به مسائل ياده شده و ارتقاء استانداردهاي زيستمحيطي به شيوه اي اثر بخشتر عمل خواهند كرد.
در 15 سال آينده ، به دليل رشد اقتصادي و پيشرفتهاي فناورانه تهديدهاي زيستمحيطي به مراتب كاهش خواهد يافت. براي مثال، استفاده بيشتر از سوخت هاي ترکيبي و خودروهاي دوسوختي؛ سرعت افزايش آلودگي به ويژه در بخش حمل و نقل را كاهش ميدهد. همچنين بكارگيري هر چه بيشتر نيروي باد و خورشيد؛ استفاده بهينه از انرژي؛ تمايل به استفاده از سوختهايي همچون گاز طبيعي که کمتر آلودگي زا هستند ب ا اينروند در ارتباط ميباشند.
گرمشدن كره زمين ، جامعه بين الملل را با نشانههايي از آب و هواي گرم كه از آن جمله ميتوان به ذوب شدن يخهاي قطبي، بالا آمدن آب دريا و افزايش مداوم طوفانهاي بزرگ اشاره كرد ، به چالش ميطلبد.
پروتكل كيوتو كه هدف آن كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي كشورهاي صنعتي است؛ به سرعت و بدون اصلاحات اساسي اجرا نخواهد شد. به هر حال حتي در غياب يك توافقنامه رسمي، پيشرفتهايي در كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي صورت ميگيرد.
• چين و هند در مورد استراتژيهاي توسعه مبتني بر توليد كربن تجديد نظر خواهند كرد و در عين حال براي محدودسازي انتشار دياكسيدكربن اهدافي را وضع نموده و برنامههايي را تدوين خواهند نمود.
• تعدادي از شركتهاي بينالمللي هم به منظور جلوگيري از انتشار گازهاي گلخانهاي اقدام ک ردهاند.
2) نظام سازمان ملل متحد و حكومت بر جهان
امروزه «داراها» و «ندارهاي» فناورانه پديدهاي شايع به شمار ميرود، بطوريكه هر كس كه به فناوريهاي عصر مدرن اطلاعات دسترسي داشته باشد ، ميتواند خواسته خود را به شكلي تزايدي ارضاء نمايد. بنابراين، علاوه بر افزايش شكاف بين كشورها شاهد خواهيم بود كه در داخل كشورها نيز بين آنهايي كه به فناوري ، آموزش، مهارتها و بالطبع فرصتهاي شغلي و اقتصادي دسترسي دارند ، و آنهايي كه ندارند، اختلاف فاحشي پديد آيد. اهميت اين موضوع زماني روشن ميشود كه دريابيم پايداري نهادهاي مردمسالار در گرو وجود طبقه متوسط قدرمند، تحصيل كرده و آگاه ميباشد. بر طبق يكي از مطالعات آينده پژوهي ، درسال 2015 تحصيلات عامل تعيين كنندهاي چه در سطح فردي و چه در سطح ملي خواهد بود. جهـاني شـدن اقتصاد و تحـولات فنآورانه ، نيروي كاربسيار ماهرتري را ميطلبد، بطوريكه تقريباً در همه كشـورها با تقاضـاي روز افزون ادامه تحصيل مواجه خواهيم شد. البته در كشورهاي بسيار فقير كه درگير جنگهاي داخلي و بيماريهاي عفوني هستند ، روند معكوسي انتظار ميرود، به گونهاي كه كودكان بيشماري از تحصيلات ابتدائي هم محروم خواهند شد.
3 ) روندهاي جهاني اقتصاد
متاسفانه هيچكس بحران مالي سالهاي 1997 و 1998 را پيشبيني نكرده بود ، از اينرو آيندهپژوهان با درس گرفتن از اين ضعف بزرگ ، ميكوشند عليرغم نگاهي خوشبينانه، موانع توسعه اقتصادي منطقه شرق آسيا را در مطالعات خود بگنجانند. پويايي و رشد اقتصادي جهان از پنج عامل كليدي تاثير ميپذيرد كه عبارتند از:
• فشارهاي سياسي براي استاندارهاي بهتر زندگي. طبقه متوسط در مردم سالاري نقش مهمي ايفا ميكند ، با افزايش قدرت اين طبقه از حيث جمعيت و دانش مداري، مطالبات ناديده انگاشته شده آنها از طريق نهادهاي مردم سالار فرصت ظهور خواهند يافت.
• سياستگذاريهاي بهتر در سطح اقتصاد کلان . نرخ تورم به دليل سياستگذاريها و مديريت خوب اقتصاد ، در بسياري از كشورها كاهش يافته و نفوذ سياستهاي تثبيت غير پايدار نرخ ارز در كشورهاي آسيايي و پول واحد اروپا ( يورو) باعث رشد اقتصادي جهان خواهد شد.
• افزايش مبادلات بازرگاني و سرمايهگذاري. جريان بين المللي سرمايه كه در طي دهه گذشته افزايش چشمگيري داشت به ويژه در بازارهاي نوظهوري كه شفافيت آنها رو به افزايش است ، كماكان تداوم خواهد يافت.
• نفوذ فناوري اطلاعات. با گستردگي هرچه بيشتر فناوريهاي اطلاعات ، اقتصاد بسياري از كشورها و در راس آنها آمريكا رونق چشمگيري خواهد داشت. اما انتقال و جذب چنين فناوريهايي صرفاً به معني افزايش خودكار درآمدهاي ملي نخواهد بود. زيرا بسياري از كشورها به دليل ضعفهاي آموزشي ، فقدان زيرساختهاي ضروري و عدم وجود ضوابط و قوانين مناسب عملاً از شرايط لازم براي بهرهبرداري اثربخش از فناوري اطلاعات محروم خواهند بود.0
• افزايش پويايي بخش خصوصي. حذف مقررات دست و پاگير و تشويق به خصوصيسازي بيشتر در اروپا و ژاپن, به همراه گرايش و استقبال بسيار از بازارهاي جهاني به خصوصيسازي و بهرهبرداري كار آمد از منابع,ايجاد اهرمهاي قوي تر رقابتي شدن بازارها را در پي خواهد داشت.
4) روندهاي جهاني سياست
از جمله اينروندها, مردم سالاري و واكنشهاي اجتماعي افرادي است كه به هر دليل از حق رأي در جامعه خود محروم شدهاند يا احساس ميكنند دولتهاي شان مانع همگاميآنها با سرعت شتابان تغيير ميشوند.
5)چند پارگي اجتماعي
عصر صنعتي, دولت ـ ملتهاي متمركز را از هم پاشيده و باعث تكثرگرايي بيش از حد در جوامع شده است. با گسترش دامنه رسانهها, ديگر همگان برنامههاي يكسان را نميبينند (البته شايد بتوان سي ان ان را استثناء دانست!). سرعت تغيير, باورها و هويتهاي قديميرا به چالش كشانده و مردم ي را كه از تغيير و آينده هراسانند, پريشان خاطر نموده و به مقابله باتغيير بر ميخيزاند, اما راه بازگستي وجودندارد و تنها ميتوان به سمت جلو گام برداشت! گاهي اوقات چنين اعتراضهايي شكل «بنيادگرائي» به خود گرفته و مردم ميكوشند به دوران قبلي كه به اصطلاح بهتر، سادهتر وايدهآلتر بود ند ( البته آن طور كه حافظهها ياري ميدهد چنين عصري اصلاً وجود نداشته است ! ) باز گردند. اما مشكل اينجاست كه راه بازگ ش تي وجود ندارد و تنها ميتوان به سمت جلو گام برداشت !
6)باز آفريني اجتماعي و اثرات زيستمحيطي فناوريهاي نو
گسترش روز افزون فناوري اطلاعات و تقاضاهاي جديد در زمينه فناوريزيستي از اهميت جهاني برخوردارند. تداوم دو روند اساسي زير در اين رابطه اجتناب ناپذير است.
6-1) گسترش رشتههايي با ساختارهاي جديد. تكامل فناوري اطلاعات, فناوريزيستي، علم مواد و نانوفناوري افزايش چشمگيري را در نوآوريها به وجود ميآورند. اين دگرگونيها در بازرگاني, سلامت عمومي و امنيت نقش برجستهتري دارند.
6-2) توسعه فناوريهاي جانبي. فناوريهايي كه قبلاَايجاد شدهاند گرايش يك سويهاي به سمت بازارها و كاربردهاي جديد دارند؛ مثلاَ چرخه توسعه نوآوريها كوتاه ميشود. گسترش آزمايشگاهها سرعت توليد محصولات تجاري را بالا برده و منجر به سرمايهگذاريهاي بيشتر ميشود.
دسترسي محلي به جهان از طريق اينترنت چشماندازي از ارتباطات بيسيم جهاني را از طريق تعداد زيادي از ماهوارههاي كم هزينه (در ارتفاع پايين) به دست ميدهد. به طوري كه تا سال 2015, فناوري اطلاعات باعث ميشود پيشرفت در مناطق روستايي همچون مناطق شهري ادامه يابد. علاوه بر اين, فناوري اطلاعات نيازمند توليد تجهيزات پر هزينه نيست. پيشگامان اوليه فناوري اطلاعات در هر جامعهاي نخبگان سياسي و اقتصاد محلي هستند كه تاًثير اوليه اين فناوري را چند برابر ميكنند. با اين همه, در بعضي از كشورها و ملتها مزيت قابل توجه انقلاب اطلاعات از بين ميرود.
• در بين كشورهاي رو به توسعه, هند در لبه پيشران فناوري اطلاعات باقي ماند ه و رشد نوعي از كارگران و كارآفرينان فناوري پيشرفته را رهبري ميكند.
• چين با به كارگيري فناوري اطلاعات از طريق مناطق شهري كه هدايت مناطق غيرشهري را برعهده دارند, كشورهاي در حال توسعه را رهبري ميكند. با اين همه, شهر پكن كه سازماندهي و شكلدهي محتواي اطلاعات را بر عهده دارد, احتمالاً به سرعت كوچك ميشود.
• اگر چه شهرنشينان روسي به خوبي فناوري اطلاعات را قبل از سال 2015 اتخاذ كردهاند, اما كسب چنين فناوري در كشوري كه جمعيت زيادي دارد كمتر اتفاق ميافتد.
• بازار اينترنت كشورهاي آمريكاي لاتين به صورت تصاعدي رو به افزايش است. كشورهايي همچون آرژانتين, مكزيك و برزيل بيشترين سود را از جانب كمپانيهاي بزرگي كه با دورترين مناطق جهان در ارتباط بوده, بازارهاي گسترده تري داشته و سرمايهگذاري بين المللي دارند؛ عايد خود ميكنند.
• در بين كشورهاي جنوب صحراي آفريقا، كشـور آفريقـاي جنـوبي نسـبتاَ بهتريـن موقعيت را براي پيشرفت سريع در فناوري اطلاعات در اختيار دارد.
كشورهايي كه ارتباطات پيشرفتهاي دارند در مورد حريم خصوصي افراد نگران ميباشند و ديگركشورها دغدغه گسترش«فساد فرهنگي» را دارند. ولي در نهايت تماميكشورها در صورت كنترل آثار «زيانبخش» فناوري اطلاعات خواستار گسترش آن هستند.
فناوريزيستي. انقلاب فناوريزيستي تا سال 2015 با پيشرفتهاي اساسي در زمينههاي مبارزه با بيماريها, افزايش توليد مواد غذايي, كاهش آلودگي و بالا رفتن سطح زندگي همراه است. بسياري از اين پيشرفتها تا سال 2015 مخصوصاَ در زمينه پزشكي, پرهزينه بوده و تنها در غ رب و بخشهاي ثروتمند ديگر كشورها قابل دسترسي ميباشند. بعضي از دانشمندان فناوريزيستي به دلايل اخلاقي و مذهبي به جنجال برانگيزي در اين زمينه ادامه ميدهند. در اين بين پيشرفتهاي مهم تا سال 2015 عبارتند از :
• نقشهبرداري ژنتيك, از طريق رمزگشايي ژنتيكي علم آسيب شنا سي قادر خواهد شد به جاي توصيف بيماريها از سازوكارهاي اثر بخش تر براي تشخيض پزشكي و درمان بهره گيرد.
• مهندسي بيوپزشكي, پيشرفتهاي چشمگير در فناوريزيستي و مواد «هوشمند» نويدبخش ظهور شيوهها و سيستمهاي نوين جراحي است, كه شامل موارد زير ميشود.
1)كاشتاندامهاي ارگانيك و مصنوعي در بدن
2)كاربرد سلولهاي بنيادين بـراي جانشيني كاركـردهاي بـدن يـا مغـز و اسكلتهاي آن.
اين فناوري همچنين به كاربرد پروتزهاي حسي و عصبي نظير شبكيه چشم, حلزون گوش يا باي پاسهاي ستون فقرات و ديگر آسيبهاي عصبي شتاب فزآيندهاي بخشيده است.
• پيشرفتهاي درماني و داروئي, بعضي از بيماريهاي مقاوم را درمان كرده و براي مساًله مقاومت در برابر آنتي بيوتيكها راهحلي ارائه مينمايد. همچنين درك عميق چگونگي تاًثيرگذاري بيماريهاي ويژه بر افراد داراي استعداد ژنتيكي, توسعه و تجويز داروهاي سفارشي را تسهيل ميكند.
• اصلاح ژنيتيك, عليرغم حضور مستمر موانع فناورانه و فرهنگي, مهندسي ارگانيسمها به منظور افزايش توليد مواد غذايي و بالارفتن كيفيت آن, رواج ساخت و توليد زيستي و درمانهايي را براي برخي از بيماريهاي ژنتيكي به ارمغان خواهد آورد. همچنين از مشابهسازي نيز براي توليد حيوانات اهلي استفاده خواهد شد. با وجود نگرانيهاي سياسي و فرهنگي, استفاده عمومي از غلات اصلاح شده, امكان بهبود چشمگير تغذيه و بهداشت فقيرترين مردم دنيا را فراهم ميآورد.
• تشخيص هويت با استفاده از ديانآ ( DNA ), توانمنديهاي اجراي قانون را بهبود ميبخشد. خطشكنيهاي علم مواد محصولات فراگير را كه هوشمند, چند منظوره, سازگاربا محيط زيست, پايدار و قابل سفارش هستند در دسترس عموم قرار ميدهد. اين توليدات نه تنها با گسترش اطلاعات و انقلاب فناوريزيستي در ارتباط هستند بلكه براي ساختو توليد, لجستيك و سبكهاي زندگي شخصي نيز منافعي دارند.
• كشفيات در نانو فناوري به درك بيسابقه و كنترل بلوكهاي سازنده بنيادي در همه اشياء فيزيكي منجر ميشود. پيشرفت در اين زمينه روش طراحي و ساخت اكثر اشياء ـ از واكسنها گرفته تا رايانهها, لاستيك اتومبيلها و اشيايي كه تاكنون قابل تصور نبودهاند ـ را دگرگون ميسازد. نانومواد نظير «نقاط كوانتومي» نيمه رساناها, تا سال 2015 برچسب گذاري شيميايي را دچار تحول انقلابي خواهند كرد و قادرند به سرعت فرآيند كشف داروها, آناليز تركيب خون, تحليل ژنتيكي و ديگر تقاضاهاي زيستي را محقق سازند.
7) روندهاي بازاركار
اينروندها به اختصار عبارتند از :
1-7) سبكهاي جديد مديريت؛
2-7) روندهاي استخدام و شغليابي؛
3-7) فناوري و اشتغال؛
4-7) تنوع و زنان شاغل.
8)روندهاي آموزشي و يادگيري
عصر اطلاعات ما را به سمت يادگيري مادامالعمر سوق ميدهد چرا كه فناوري و به تناسب آن جامعه و نهادهايش چنان سريع ه متحول ميشوند كه ديگر بر خلاف امروز نميتوان به مدرك دبيرستان يا دانشگاه بسنده كرد و وارد بازار كار شد. امروزه برگزاري دورههاي آموزشي ضمن خدمت پديدهاي شايع است, به طوري كه يك فرد متوسط در طول عمرش سه خط مشي و پانزده شغل عوض ميكند !!
9) پارادايمهاي نوين علمي
پارادايمهاي نوين علميقابل پيشبيني به شرح زير مطرحاند :
1-9) نظريه سيستمهاي پويا وزنده؛
2-9) فيزك جديد : نسبيت انيشتين, فيزيك كوانتوم؛
3-9) نظريه ايلياپريگوگين پيرامون ساختارهاي محو شونده؛
4-9) نظريه روبرت شلدريك پيرامون حوزههاي مورفو ژنتيك؛
5-9) نظريه آشوب كه جهان از نظم به سمت بي نظمييا برعكس حركت ميكند.
6-9) ساير نظريهها.
10)تغيير پاردايمهاي فرهنگي
بسياري از فرهنگهاي غير غربي, جهان بيني جامع نگري داشته و انسان را جزئي مرتبط با طبيعت و كيهان ميداند. پس ضروري به نظر ميرسد كه جامعه غربي همگام با توسعه پارادايم علمي جامعنگر با احترام به چنين فرهنگهايي راهحلهاي مناسبي براي رفع معضلات جهاني بيابد.
روش شناسي آينده پژوهي
از آنجا كه آينده هنوز رخ نداده, آيندهپژوهان ناچار به ارايه روش شناسيهاي متفاوتي براي توسعه مطالعات آينده هستند چون روششناسيهاي علميكنوني در شرايطي كه اطلاعاتي از پيش وجود نداشته يا توليد نميشود, پاسخگو نيستند. روششناسيهاي مذكور طيف گستردهاي را در برميگيرد, و متشكل از روشهاي كمي... تا روشهاي خلاقانه و شهودي... و تركيبهاي مختلف اين دو ميباشند. براي پوشش دادن به نگرشهاي گوناگون پيرامون آينده ضروري است روش شناسيهاي متنوعي به كار رود, مثلاً قضاوت درباره روندهاي جمعيتي و منابع طبيعي جهان اصولاً بر پايه «برون يابي» درباره علم و فناوري, رشد اقتصادي, جهان گرايي, اقتدار ملي و حاكميت و ماهيت مناقشات و جنگها بر پايه «نظرخواهي از كارشناسان» استوار است. برخي از بهترين و مهمترين روش شناسيهاي آينده عبارتنداز:
• برون يابي روندها
• تحليل سيستم پويا و مدل سازي رايانهاي
• شبيهسازي و بازي
• تحليل اثر متقاطع
• پيشبيني فناوري
• ارزيابي اثر فناوري ( شامل اثر زيستمحيطي و اجتماعي )
• نظر خواهي دلفي از كارشناسان
• چرخهاي آينده
• سناريو سازي
• آينده بينيايجازي
• رمانهاي علميـ تخيلي
• شهود و پيشبيني شهودي
• تجربه زندگي در ساير سبكهاي زندگي
• فعاليت اجتماعي براي تغيير آينده
• برنامهريزي كوتاه مدت, ميان مدت و بلند مدت
• درخت ارتباط
در اينجا براي آشنايي بيشتر با سناريو سازي به عنوان يكي از روششناسيهاي آينده پژوهي, به سه سناريو كه در سال 1999 در يكي از كارگاههاي آينده پژوهي شوراي ملي اطلاعات آمريكا و سازمان اطلاعات مركزي, سيا, تدوين شده, ميپردازيم.
اولين سناريو : جهاني شدن فراگير
تعامل چرخهاي بين فناوري, رشد اقتصادي, عوامل جمعيتي و حكومت موثر جهاني اكثر مردم جهان را از پديده جهاني شدن بهره مند ميسازد توسعه و اشاعه فناوري ـ كه در بعضي موارد بحرانهاي محيطي يا بهداشتي موجد آن ميباشد ـ در حل پارهاي از مسائل كشورهاي رو به توسعه, كاربرد اثر بخش مييابد. رشد نيرومند اقتصاد جهاني ـ به شرط مشكلات جمعيتي و منابع طبيعي را بر طرف ميسازد. حكومت نيز در هر دو سطح ملي و بينالمللي تاًثير گذار است. كاهش نقش دولتها در بسياري از كشورها كه كاركردهايشان خصوصي بوده يا با مشاركت بخش خصوصي ـ دولتي انجام ميشود, همكاري جهاني را با روش چندگانگي بحثهاي بين المللي تقويت ميكند. درگيري داخلي و خارجي دولتهايي كه از جهاني شدن بهره مند ميشوند به حداقل ميزان خود كاهش مييابد. تعداد اندكي از مردم جهان كه در مناطق پايين صحراي آفريقا, آسياي مركزي و جنوبي و كشورهاي حاشيه رشته كوهاند زندگي ميكنند از اين تغييرات مثبت بهرهاي نخواهند برد و درگيريهاي داخلي و خارجي در اين كشورها باعث عقب ماندگي آنها ميشود.
دومين سناريو : جهاني شدن زيانبار
در حالي كه اكثر مردم جهاني از جهاني شدن بهره چنداني نخواهند برد, نخبگان جهاني شكوفا ميشوند. رشد جمعيت و كمبود منابع, بار سنگيني بر دوش بسياري از كشورهاي در حال توسعه ميگذارد و مهاجرت عامل اصليايجاد تنش بين كشورها خواهد بود. فناوريها به تنهايي مشكلات كشورهاي در حال توسعه را حل نميكنند, بلكه شبكههاي غير قانوني با سوء استفاده از اين فناوريها آنها را به شكل اسلحههاي تشبيح زا مورد بهرهبرداري قرار خواهند داد.
اقتصا د جهاني به سه بخش تقسم ميشود :
• ادامه رشد اقتصادي در كشورهاي توسعه يافته؛
• بسياري از كشورهاي در حال توسعه رشد سرانه كم يا منفي را تجربه خواهند كرد به گونهاي كه نهايتاَ شكاف بين آنها و كشورهاي توسعه يافته عميق تر ميشود؛
• رشد چشمگير اقتصاد غير قانوني.
حكومت و رهبري سياسي در سطح ملي و بينالمللي ضعيف عمل خواهد نمود. درگيريهاي داخلي, به دليل انتظارات برآورده نشده, نابرابريها و تنشهاي عموميبه اوج خود رسيده و افزايش مييابد. حداقل در بحرانهاي داخلي سلاحهاي كشتار جمعي به كار خواهند رفت.
سومين سناريو : رقابت منطقهاي
تحكيم پيمانهاي منطقهاي در اروپا, آسيا و آمريكا باعث رشد مقاومتهاي سياسي در اروپا و آسياي شرقي در تقابل با برتري جهاني آمريكا و جهاني شدن آمريكايي خواهد شد؛ و هر منطقه به فكر اولويتهاي اقتصادي و سياسي خود بوده و اينروند همچنان افزايش خواهد يافت. انتشار نابرابر فناوري, حاكي از برداشتهاي متفاوت مناطق مختلف در مورد حقوق مالكيت معنوي و طرز برخورد بامساًله فناوريزيستي است. يكپارچهسازي اقتصاد منطقهاي به شكل افزايش مبادلات بازرگاني, به سطح نسبتاً بالاي رشد اقتصادي و همچنين افزايش رقابت بين منطقهاي منتهي خواهد شد. در كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي داراي بازارهاي نوظهور, از آنجا كه دولتها به حل مسائل دشوار و سپردن مسؤليتها به نهادهاي منطقهاي بها ميدهند, دولت و نهادهاي حكومتي منطقه همچـنان پابرجـا خواهند مـاند. با تـوجه به اينكه سـه منطقه اصلي جهان فقط منافع خود را پي ميگيرند, كشورهاي جنوب صحراي آفريقا؛ خاورميانه و آسياي مركزي و جنوبي گزينههاي كمتري براي تاًمين منابع يا پشتيباني سياسي براي خود پيدا خواهند كرد. در گيريهاي نظاميدر داخل و بين سه منطقه اصلي ياد شده به وجود نخواهد آمد, اما تنشهاي داخلي در نزديكي ساير كشورهاي عقب مانده همچنان افزايش مييابد.
كليات سناريوها
اين سه سناريو را ميتوان به دو بخش تقسيم كرد:
سناريوهاي اول و دوم به مقايسه اثرات «مثبت» و «منفي» جهاني شدن ميپردازند در صورتيكه سناريوي سوم به شدت رقابتي ميباشد ( البته نه به آناندازه كه درگيري منطقهاي به درگيري نظاميمنجر شود ).
• در همه سناريوها بجز سناريوي اول, جهانيشدن همكاري جهاني گستردهاي را در برندارد. به بيان دقيقتر در سناريوي دوم اثرات منفي جهاني شدن تغيير مكان و تنش گستردهاي را دامن ميزند در حالي كه در سناريوي سوم, عامل اصلي منطقهگرايي است.
• در همه سناريوها, كشورها به طرز ناخوشايندي از رشد جمعيت, كمبود منابع و حكومتهاي بد تاًثير ميپذيرند و از جهاني شدن آنچنان بهرهاي نميبرند و احتمالاَ جنگهاي داخلي كه منجر به سقوط دولت مركزي ميشوند, افزايش مييابد.
• در همه سناريوها اثر بخشي حكومت ملي, منطقهاي, بين المللي و دست كم رشد اقتصادي متوسط اما پايدار, سرنوشت ساز است.
• در همه سناريوها, نقش جهانيايالات متحده افول ميكند.
سازمانهاي كليدي درگير آيندهپژوهي
مهمترين سازمانهاي بين المللي كه فعاليتشان كاملاً معطوف به آينده پژوهي است عبارتند از,
• انجمن آينده جهان, كه مقر آن در شهر بتسدا, ايالت مريلند آمريكا است و از همه مليتها به ويژه آمريكاي شمالي عضو دارد.
• فدراسيون جهاني مطالعات پيرامون آينده, كه توسط اروپائيان به منظور مقابله با چيرگي آمريكاي شمالي در اين حوزه تاًسيس شده است و اعضاي آن را گروه كوچكتري از متخصصان آينده پژوهي سراسر جهان اعم از شمال, جنوب, شرق و غرب تشكيل ميدهد.
پي نوشت
1. اين سلسله پيشبينيها كه توسط كارشناسان غير دولتي و تحت نظارت شوراي ملي اطلاعات آمريكا تهيه شده ، به معرفي روندهاي جهاني براي سال 2015 ميلادي ميپردازد .

