تبليغاتX
برنامه ريزي استراتژيك و آینده پژوهی - برنامه ریزی استراتژیک و استقرار خط مشی
برنامه ریزی استراتژیک و استقرار خط مشی دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 10:13

مقدمه‌اي بر برنامه‌ريزي استراتژيك و استقرار خط‌مشي

استقرار خط‌مشي: تعاريف
استقرار خط‌مشي، اشاره دارد به «فرايند دروني ساختن خط‌مشي‌ها براي بهبود مستمر (كايزن) در سراسر شركت، از بالاترين سطح تا پايين‌ترين سطوح».
«استقرار خط‌مشي از هر كس مي‌خواهد تا خط‌مشي را برحسب مسئوليت‌هاي خودش تعبير و تفسير كند و از هركس مي‌خواهد تا معيارهايي را براي ارزيابي ميزان موفقيتش در انجام خط‌مشي، در نظر بگيرد».
ماساكي ايمايي (Masaaki Imai)
كايزن: كليد موفقيت رقابتي ژاپناستقرار خط‌مشي، همچنين اشاره دارد به: مديريت خط‌مشي، مديريت برمبناي خط‌مشي، هوشين كانري، برنامه‌ريزي هوشين.
هدفمتمركزسازي منابع بر تعدادي از حوزه‌هاي پيشرفت در سطوح شركت (معمولاً 1 تا 3 حوزه بحراني) كه نيازمند بهبود وضعيت رقابتي و يا مقابله با تهديدات در يك محيط اجتماعي- اقتصادي هستند.
ابزار و روش‌هاچرخه بهبود مستمر PDCA، برنامه‌ريزي استراتژيك، ارتباطات از بالا به پايين و از پايين به بالا، مذاكره (گفت‌وگو)، رأي دادن، اتفاق نظر (اجماع)، تشخيص مدير.
رسالت‌ها، ارزش‌ها، باورها و اصول راهنمارسالت‌ها، ارزش‌ها و يا بيان باورها- در سطح فلسفي كلان- بيانگر آن دسته از چارچوب‌هاي اصلي است كه سازمان برمبناي آنها شكل گرفته است. اين باورها، ارزش‌ها و رسالت‌ها، ممكن است در متن اصول راهنما يا اصول يافته شده بيان شده و به هر كارمندي به هنگام ورودش به سازمان ارائه شود.
بيانيه مأموريت شركت يا سازمانبيانيه مأموريت سازمان، بر ارزش‌ها و يا اصول راهنماي سازمان استوار است. به‌طور كلي، بيانيه مأموريت سازمان بيان مي‌دارد كه:
- سازمان چه چيزي (كاري) انجام مي‌دهد.
- مشتريان اصلي محصولات يا خدمات سازمان چه كساني هستند.
- در دوره‌اي بلندمدت، سازمان تلاش مي‌كند تا به چه نقطه‌اي برسد و هنگام رسيدن به آن موقعيت، چگونه به نظر خواهد رسيد.

 برنامه استراتژيك شركت يا سازمانبرنامه استراتژيك (كه برنامه بلندمدت نيز ناميده مي‌شود) به‌طور كلي نقاط اصلي و يا نقاط قوت استراتژيكي را كه سازمان به آنها خواهد رسيد، بيان مي‌كند.
- افزايش مستمر رضايتمندي مشتريان
- بهبود مستمر وضعيت رقابتي و سودآوري
به‌طور كلي، برنامه استراتژيك براي دوره اجرايي سه تا پنج ساله، توسعه و تدوين مي‌يابد. در نهايت، برنامه استراتژيك مجموعه‌اي از شاخص‌هاي بلند و كوتاه‌مدت ارائه مي‌كند كه ممكن است در سيستم PDCA براي اندازه‌گيري ميزان پيشرفت در شاخص‌هاي بلندمدت، به‌كار گرفته ‌شود.
طرح تجاري يا برنامه عملياتي
طرح تجاري كه برنامه‌اي عملياتي نيز شناخته مي‌شود، به‌طور كلي بر مبنايي سالانه تدوين شده و استقرار مي‌يابد. وقتي برنامه استراتژيك بلندمدت، توسعه و تدوين مي‌يابد، طرح تجاري تا حدي معين، وسيله‌اي براي بهنگام و به روز كردن ميزان پيشرفت در جهت شاخص‌هاي بلندمدت است.
برنامه تجاري يا عملياتي بايد در بردارنده بيان مجدد مأموريت سازمان، شاخص‌هاي بلندمدت و معيارهاي سنجش مربوط به هر يك از شاخص‌ها باشد. اين اطلاعات، شامل ميزان پيشرفت در مدت معين، حفظ شكاف‌ها و روش‌هايي است كه شاخص‌ها توسط آنها مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند.
نمودار نقطه اصلي و مركزي شركت يا سازماننمودار نقطه مركزي در برگه‌اي واحد، ليستي از شاخص‌هاي كليدي را كه به عنوان نتيجه فرايند برنامه‌ريزي استراتژيك انتخاب كرده‌اند، ارائه مي‌دهد. شاخص‌ها و يا نقاط مركزي، براساس چهار مقوله عمده و اصلي در اين نمودار مرتب شده‌اند:
- نيازهاي مشتري خارجي- عوامل ايجاد رضايتمندي (ويژگي‌ها و مشخصات كيفيت).
- نيازهاي مشتري خارجي- عوامل نارضايتي (عيوب و نقصان‌ها).
- نيازهاي مشتري داخلي يا نيازمندي‌هاي كسب و كار.
- پروژه‌ها
نمودار نقطه مركزي در هر سطح سازمان، به عنوان پايان كار استقرار خط‌مشي تلقي شده و اقدام بعدي وظيفه مديريت روزانه، تلقي مي‌شود.

تجزيه و تحليل استراتژيك محصول- بازار
تجزيه و تحليل استراتژيك محصول- بازار، مبنايي براي برنامه‌هاي عملياتي و استراتژيك فراهم مي‌سازد. ممكن است ساختار خاص چنين تجزيه و تحليلي از يك سازمان به سازمان ديگر فرق كند، اما محتواي اين پايگاه داده، ممكن است در سه محدوده مورد ملاحظه قرار گيرد.
اقدامات و فرايندهاي جاري- ارزيابي وضعيت ويژگي‌هاي بحراني محصول و فرايند كليدي همان‌طور كه در حال حاضر وجود دارند.
- پيش‌بيني نيازها و تقاضاها بر مبناي مشتريان فعلي به‌طوري كه در ارتباط با تقاضاهاي آتي مرتبط با اين متغيرها باشند.
- الگوبرداري فني (در مقابل فلسفي، فرهنگي يا سيستماتيك) در مقايسه با مشتريان كنوني و مشتريان بالقوه آينده.
تجزيه و تحليل نيروهاي خارجي و داخلي مربوطه كه روي محصولات يا خدمات ارائه شده توسط سازمان، كار مي‌كنند با توجه به پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته.
ارزيابي از ميزان نفوذ و يا رشد بالقوه در رابطه با مشتريان جديد براي شايستگي‌هاي اصلي و محصولات و خدمات عمده‌اي كه توسط سازمان ارائه مي‌شود.ديگر اجزا و عناصر تشكيل دهنده تجزيه و تحليل محصول- بازار، ممكن است تجزيه و تحليل‌هاي مربوط به فرصت‌هاي محصول يا خدمت جديد (با توجه به پيش‌بيني و اطلاعات مربوط به حجم بالقوه آن) را شامل شود. تجزيه و تحليل بازار- محصول مي‌بايستي با اطلاعات موجود در سيستم تضمين كيفيت مشتري و نيز بيانيه مأموريت سازمان تركيب شود تا شاخص‌هاي بلند و كوتاه‌مدت سازمان را ايجاد كنند

نويسنده : محمد شيخ‌زاده

نوشته شده توسط محمد واعظی نژاد  | لینک ثابت |